۱۳۹۶/۰۵/۲۶ ۱۰:۲۹:۵۹ قبل از ظهر
خانه >> پایگاه آموزش >> رازهای موفقیت >> آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس


آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس
آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس

آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس

آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس

آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس
آگاهی و روان درمانی آگاهانه در غلبه بر استرس

 

استرس و فشار بخشی از زندگی روزانه است. وقتی از افراد خیابان یا سوار بر قطار سئوالاتی بر مبنایمعیار گ مسئولیت های مختلف در زندگی” می پرسید، موارد مرتبطی را می یابید که مشکلاتی را در زمینه های مختلف زندگیشان نشان می دهند. اگر فردی نمره 48 را از این معیار برگزیند که نشان دهنده وضعیت عمومی منفی فرد در زندگی است،( خواهد دید که)21,5 درضد از مصاحبه شوندگان نسبت به زندگی خود احساس بدی پیدا می کنند.(پول،کار،دوستان،رفاقت،سیاست یا محیط و غیره.)

اگر فرد تحت فشار بیش از اندازه ای قرار گیرد و نتواند تعادل ایجاد نماید یا از عهده خواسته های تعیین شده  براید چنین فشارهایی می تواند باعث واکنش های اسیب شناختی و روان تنی شوند.در آی سی در 10، فصل مجزایی وجود دارد در مورد واکنش هایی برا یپاسخ به فشار ها . شامل واکنش به استرس بحرانی،اختلال استرس پس از سانحه(ptsd – پی تی اس دی) و اختلالات سازگاری میباشد. پی تی اس دی را بعنوان واکنش ایستا نسبت به رخدادی غیر عادی و تهدیدگر زندگی تعریف می کنند که باعث می شود تقریبا همه افراد بصورت افراطی واکنش نشان دهند گرچه الزاما  پایدار نیست. در مقابل اختلال های سازگاری در شرایط عادی و در همه انواع رویدادهای روزانه رخ می دهد. این موارد با تعداد کثیری از نشانه های معمول نظیر افسردگی،تشویش و عارضه های روان تنی مشخص می گردند.این موارد را نمی توان با استنباط از رویدادها یا موقعیت هاتوضیح داد بلکه با کژسازگاری نسبت به محرک تنش زا قابل توجیه می باشد.علایم بیماری کلینیکی که نمونه خوبی از نحوه تبدیل مشکلات زندگی به اختلالات ذهنی پایدار و شدید را نشان میدهد، اختلال ناگواری پس از سانحه است.این مورد در دوره پس از رخدادهایی که مورد تجربه افراد بسیاری است ، نظیر انان که کار خود را از دست داده اند ، طلاق گرفته اند، مورد اهانت دیگران واقع شده اند/ف مورد رفتار ناجوانمردانه قرار گرفته اند ، یا تحقیر شده اند دیده می شود.افراد با احساس تلخی و ناگواری،روحیه ضعیف ، واکنش های پرخاشگرانه و صرفنظر از رویارویی اجتماعی، مشکلات خواب، نشانه های جسمانی، یا حتی خیالات خودکشی، نسبت به شخص ثالث واکنش نشان میدهند.اختلال سازگاری می تواند تا حد قابل ملاحظه ای باعث اختلال در زندگی فرد شود. اطلاعات اپیدمیولوزیک نشان میدهد که اینها نسبتا پر تکرارند، می توانند دوره های مزمن داشته باشند و منجر به عواقب منفی اجتماعی شوند(5-8)

از انجاییکه اختلالات سازگاری را نمی توان با مشخصه غیر عادی رخداد مورد استنباط توجیه کرد،مجموعه وجودی مقابله کننده فرد در مرکز تحولات منفر قرار دارد. برخی افرا به یک موقعیت یکسان با کژسازگاری واکنش نشان می دهند در حالیکه دیگران قادر هستند که به خوبی از عهده ان برایند. همین رویداد می تواند باعث استرس مفید یا پریشانی گردد.

نقلی قدیمی وجود دارد که می گوید”فقط با سخت کوشی می توان به ستاره ها رسید” به همین صورت،استرس می تواند بر رشد بحران پس از حادثه غلبه کند.به این معنا که می تواند منجر به تحولات مثبت نظی درک بهتر از زندگی گردد که این رابطه فرد بهتر، پذیرش ظرفیت های خویشتن یا شکل گیری چشم انداز هایی جدید در زندگی است. موضوع اصلی،تعادل بین فشار از یکسو و اسیب پذیری و برگشت پذیری شخص از سوی دیگر می باشد. الگوی تمایل به تجربه استرس می تواند به در درک اختلالات سازگاری کمک کند. فرایند روانشناسی بسیاری وجود دارد که تعیین می کنند چطور فردی نسبت به رویدادهای منفی زندگی واکنش نشان می دهد و همانند میانجی بین فشارها و واکنشها عمل می کنند.درمانگران باید چنین عواملی را در تشخیص و درمان اشخاص دارای استرس و اختلالات سازگاری مورد نظر قرار دهند . توجه اصلی این فصل بر اگاهی و فرایندهای روانشناسی مرتبط با اگاهی بعنوان یکی از ابعاد انعطاف پذیری و در زمینه غلبه بر استرس در افراد سالم و نیز بیماران دارای اختلال های ناسازگاری می باشد.

بطور علمی مشخص نشده است که ایا هوش ذهنی کمک می کند که بر رویدادهای منفی زندگی غلبه کنیم.

هوش می تواند به”هوش سیال”و “هوش کریستالی” تقسیم بندی شود.(14-12) هوش سیال ، بدون ارجاع به تجارب یا یادگیری پیشین،دارای ظرفیت کلی برای ساگاری با مشکلات و موقعیت های جدید می باشد. مستقل از اموزش، و بیشتر ارثی،ولازمه موقعیت های جدیدی است که انعطاف پذیری و خلاقیت می طلبد.

هوش کریستالی وابسته است به اموزش و تجربه . این واژه برای زمانی بکار میرود که مشکلاتی که دارای راه حل های استانداردی هستند افزایش می یابند. سنجش ایندو نوع هوش در رانشناسی بخوبی تثبیت شده است.هیچ رابطه محکمی بین چنین ظرفیت های ذهنی عمومی و توانایی تسلط بر زندگی یافت نشده است.این موضوع در مورد برخی زیرگروه های هوش از قبیل توانایی حل مسائل پیچیده تا حدی متفاوت است. افراد دارای مهارت های حل مسائل الف)از دانش نظام وند(سیستماتیک)بهره می برند.ب)از تجارب گذشته می اموزند ج) همواره پیشاز اجرای گام بعدی،بدنبال جایگزین هستند(16و15). اینچنین مهارتهای حل مشکل همچنین می تواند در غلبه بر فشارهای زندگی کمک کند.

هوش عاطفی با هوش ذهنی متفاوت است. این هوش شامل هوش اجتماعی و کاربردی می باشد که تحت عنوان “هوش داغ” توصیف شده است. مایر و سالوی(19و18) اجزای متعددی را بیان کرده اند:الف)جهت تشخیص احسساسات ما ب)کنترل احساسات ج)بیان احساسات و نشان دادن ان د) همدردی با احساسات دیگران ه)برقراری روابط احساسی با دیگران می باد که تاحدودی مشابه ” خلاقیت مهیج” یا هوش میان فردی و درون فردی می باشد. هوش احساسی و هوش شناختی مستقل از یکدیگر هستند. هوش شناختی و سن رابطه ی مستقیم دارد گرچه مفهوم هوش احساسی بدلیل وجود ابهاناتی مورد اتقاد قرار گرفته است اما در مواجه با ناملایمات زندگی مورد توجه قرار می گیرد زیرا ابعاد مختلفی مه در کنترل احساسات و موضوعات مربوط به ان اهمیت بسیار بالایی دارد را به هم مرتبط می کنند.

 

کنترل عواطف ، حس وابستگی و اخلاقی

درحالیکه مفاهیم هوش بر چگونگی حل مشکلات تمرکز می کند، مفاهیم عواطف بر چگونگی ارزیابی و تفسیر رویدادها متمرکز است. بر طبق “الگوی استرس تبادلی” استرس مستقیما توسط خود رویداد ایجاد نمی شود بلکه حاصل پیش بینی عواقب منفی بعلت تفاوت بین نیاز و توانایی کنار امدن با مشکلات می باشد. پیش بینی ها، تفسیرها و عواطف بویژه کنترل عواطف در مرکز مشکلات قرار دارند.عدم کنترل موجب درماندگی می شود. درک رویدادها روشی مناسب برای بدستاورن کنترل می باشد که رویدادها را با روشی ویژه توضیح داده و قابل پیش بینی میکند. این موضوع نشان میدهد که ” امادگی روانشناسی” و درک رویدادهای منفی یا اسیب های روانشناسی نیز مانند تاثیرات درمانی قابل پیشگیری هستند.مفهوم بخشیدن به زندگی مشابه انچه انتونوسکی در الگویش به نام” حس هم دوستی” مطرح کرد می باشد.

الگوی حس وابستگی سه مولفه دارد:1)حس قابلیت درک:توانایی درک و گنجاندن رویدادهای جدید در یک چهاچوب سازمان یافته ی منطقی 2)حس قابلیت اداره: درک این موضوع که اشخاص یا منابع دیگری نیز مانند خدا هنگام مواجهه با موقعیت های اتی وجو دارد. 3)حس معنادار: زندگی پر از احساس است و ارزش تلاش برای حل مشکلات را دارد.

در حوزه ی مفاهیم عاطفی، هنگام حل مشکلات و مواجهه با رویدادهای منفی زندگی، اخلاق جایگاه ویژه ای دارد.اخلاق مجموعه ای از قوانین است که افراد را در زندگی هدایت میکند. در روانشناسی رشدی، اخلاق توانایی تشخیص خوب و بد و عمل طبق ان در موقعیت های مختلف مانند فریب یا گول زدن افراد تعریف شده است. بنابراین اخلاق شامل خویشتن داری می باشد. اخلاق تنها شامل پذیرش برخی هنجارهای اجتماعی نمی باشد بلکه توانایی قضاوت صحیح هنجارهای اجتماعی،عدالت و انچه که نتایج مطلوب تری را دوره ی طولانی فراهم می کند می باشد.

در موقعیت های مبهم و شرایط بسیار دشوار اخلاق اهمیت ویژه ای پیدا میکند. در رشد گسترش اخلاق چندین سطح وجود دارد:1)سطح پیش قرار دادی، تمایلات لذت جویانه نسبت به عواقب برونی ان عمل.2)سطح مطابقتی-قرار دادی:مربوط به افراد مهم گروه های اصلی مثل خانواده می باشد.3)سطح پس قراردادی:قوانین و اصولی که مقررات جامعه را شکل می دهدو اساس قوانین اصلی عدالتی می باشند. هرچه رشد اخلاقی بیشتر باشد افراد بهتر می توانند رویدادهای منفی زندگی را در یک  چهاچوب کلی تر منطقی قرار دهند و راه حل های بهتر برای حل مشکلات پیدا کند. بخشش جزئی از ان می باشد که بعد مهمی در روانشناسی مثبت محسوب می شود. بخشش به معنای قبول بی عدالتی، فرو خوردن خشم، نادیده گرفتن بدی ها، فراموش کردن و یا اشتی نمی باشد بلکه نوعی کنار امدن با مشکلات است که به شخص اجازه می دهد تا با مشکلات مواجه شده و افکار منفی و حس انتقام را کنار گذاشته و از احساسات منفی رهایی یابد و دوباره به زندگی ادامه دهد.

 

آگاهی

روانشناسی اگاهی سطح پیچیده تری از رویارویی با محرک های استرس زا می باشد و مهارت رویارویی با ناملایمات زندگی که راه حل اسانی برای انها وجود ندارد است آگاهی نامیده می شودو یا به نوعی توانایی حل مشکلات لاینحل زندگی می باشد.

مشکلات و موقعیت های لاینحل و مبهم زندگی به نوعی بخشی از قوانین زندگی محسوب می شوند تا استثناعات ان . ازدواج خواهم کرد یا نه؟ با چه کسی ازدواج خواهم کرد؟ بهترین انتخاب چیست؟ایا بهتر است فرزند بیمارم را در خانه بگذارم و به سر کار برم یا در خانه همراه او بمانم؟ایا پولم را برای خرید این لباس هزینه کنم یا در امور خیریه؟هوش یا عواطف تلاش می کند تا راه حل های مناسب و عقلانی برای حل مشکلات پیدا کنددرصورتیکه اگاهی توانایی قبول تناقضات و ابهامات و شروع به کار با وجود عدم  اطمینان و تردیدها می باشد.اگاهی توانایی روانشناسی چند بعدی پیچیده ای است که ابعاد مهم هوش احساسی و شناختی حس هم بستگی و اخلاقی و دیگر توانایی هایی که برای مواجه با مشکلات پیچیده ی زندگی کمک می کنند را بیان میکند. افرادی که نمرات بالاتری در بخش اگاهی کسب می کننداتفاقات بد را به خاطر نمیاورند به گذشته نگاه نمیکنند بلکه بیشتر به اینده امیدوارند و می توانند به تجربه های بد زندگی ریعتر غلبه کرده از گذشته تجارب بهتری گرفته و با دیگران رابطه ی بهتری دارند در نتیجه حس خوشبختی بیشتری دارند. ابعاد مرکزی عبارتند از1) دانش رویکردی و حقیقی 2)چشم انداز دراز مدت 3)بافت گرایی 4)نسبی گری ارزشی 5)تغییر چشم انداز 6)همدلی 7)بازشناسی و قبول احساسات خود 8)پاکی احساسات 9)دوری از خود 10)رواداری تردیدی 11) کنترل سطح ارزوها.جزییات ان را در جدول 1-20 مشاهده نمایید. علی رغم تصور برخی از افراد مبنی بر اینکه اگاهی موهبتی نهانی است که به برخی افراد خاص داده شده است روانشناسی اگاهی نشان میدهد که همه این توانایی را دارند و به ان نیاز دارند.

 

 روان درمانی اگاهی

توانایی های اگاهی قابل اموزش و یادگیری می باشد. برای بدسا اوردن امتیازات بالاتر در اگاهی هنگام مواجهه با مشکلات کاف است به مدت 5 دقیقه تامل کنید و با شخص دیگری در واقعیت یا خیال خود مشورت کنید و یا به مشکل از زاویه ی شخص دیگری و یا در موقعیت دیگری نگاه کنید.

 

جدول 1-20 ابعاد اگاهی

  1. آگاهی رویکردی و حقیقی

آگاهی عمومی و ویژه درباره ی چگونگی ایجاد و عملکرد جهان و موقعیت های خاص

  1. چشم انداز بلند مدت

آگاهی درباره ی نتایج منفی و مثبت، در کوتاه و بلبند مدت، و توانایی عمل کردن در راستای پیامدهای مطلوب

  1. بافت گرایی

توانایی درک این موضوع که مشکلات فعلی مرتبط با همین بافت، زمان،موقعیت و اشخاص می باشد

4.نسبی گرائی ارزشی.

توانائی پذیرش این موضوع که ارزشهای متفاوت ومتضادی وجود دارند و این به معنی رها کردن ارزشهای خود و جبهه گیری و یا کوچک شمردن ارزشهای دیگران نمی باشد .

5.تغیر چشم انداز

توانایی نگاه کردن به شکلات از زاویه ای دیگر و یا از منظر دیگران

6.همدلی

توانایی درک احساسات دیگران

7.بازشناسی و قبول احساسات خود

توانایی درک، پذیرش و تحمل احساسات افراد

8.پاکی احساسات

توانایی کنترل احساسات و جلوگیری از غلبه احساسات

9.دوری از خود

توانایی دیدن خویش از منظر دیگران و قبول این موضوع که فرد مرکز عالم نمیباشد.

10.رواداری تردیدی

توانایی درک این موضوع که هیچ چیز در این زندگی قطعی نیست و هر چیزی ممکن است که نتایج غیر قابل پیش بینی به همراه داشته باشد اما مانع عمل کردن نمی باشد.

 

11.کنترل سطح آرزوها

توانایی کنترل سطح آرزوها و قضاوت نکردن درباره ی داشته ها و نداشته ها و آرزوهای دیگران بجای پرداختن به امور اساسی زندگی

برگرفته ازلیندن  ، بامان ولیندن

 

براساس این یافته ها ،آموزشهای ویژه درزمینه ی قابلیت های آگاهی برای اشخاصی که در غلبه بر ناملایمات های زندگی دچار مشکل هستند می تواند به کار گرفته شود. با توجه به اینکه آگاهی قابلیتی برای کمک به رویارویی و یا ” حل مشکلات لاینحل زندگیگ است و می توان ان را اموزش داد و آموخت پس باید در زمینه ی درمانی نیز کاربرد داشته باشد. روان درمانی آگاهی نوعی درمان رفتار شناختی می باشد که برای بیمارانی با اختلالات استرس تعدیلی و یا پس ضربه ای به صورت روان درمانی فردی یا گروهی می تواند قابل استفاده باشد.

آموزش توانش آگاهی، قسمت اصلی درمان می باشد که از” روش مشکلات لاینحل” استفاده میکند. در این روش ابتدا مشکلات خیالی را تصور می کنند که راه حل مناسبی برای انها وجود ندارد. در نظر داشته باشید که راه حلهای مختلف نسبت به افراد مختلف متفاوت است.در این آموزش مشکلات بصورت بی عدالتی ها و رویدادهای ناگواری توصیف می شوند که عمدتا برگشت ناپذیر و زندگی را تلخ می کنند. در تمامی این مشکلات سه نفر سهیم هستند؛ مجرم، قربانی و شخص سوم که بدون داشتن نقش خاصی گرفتار این مشکل شده است (جدول2-20) با وجود این توصیفات، امکان تفکر و تفسیر مشکلات برای افراد می شود.

 

 

جدول 2-20 مشکلات زندگی خیالی در آموزش آگاهی

 

تعارضات در محل کار

خانم میلر مدت 28 سال با تعهد کاری بالا در یک شرکت کوچک در کنار صاحب شرکت مشغول به کار بوده است. شرکت درگیر مشکلات مالی است.یک روز نامه ای دریافت می کند که حاوی خبر اخراج او از کارش می باشد و متوجه می شود که در همین زمان شرکت دختر جوانی را استخدام کرده است.

 

تعارضات مشارکت

در مدت 20 سال زندگی مشترک، خانم میلر برای حفظ موقعیت شغلی همسرش ، مسئولیت مراقبت از فرزندان و فعالیتهای اجتماعی خانواده را بر عهده داشته است ون همسرش بخاطر عشق به همکار جوانترش ،او را رها می کند.

 

مشکلات خیالی بجای تلاش برای حل مشکل خاص  بیمار ممکن است یا واکنش های کنترل نشده خطرناک همراه باشد، یک”آموزش حل مشکل ” عمومی ارائه می دهد. توصیه میشود که برای آموزش مشکلی ارائه شود که متفاوت از مشکل شخصی بیمار باشد(برای مثا: مشکلات ارتباطی چنانچه مشکل بیمار در محل کار می باشد.)

طی فرایند آموزش ، بیمار باید با یک روش سازمان یافته با مشکل مواجه شود. از بیمار خواسته می شود که:

1.به اتفاق ناگواری فکر کند و تصور کند که او قربانی این ماجرا است. سپس احساسات و افکاری که به او دست میدهد را توصیف کند. چهاقدامی خواهد کرد؟

2.واکنش هایی که پیامد های مخربی به همراه خواهد داشت را توصیف کند. کدام “راه حل ها” باعث توهین و یا آسیب به افراد می شوند؟

3.از بیمار خواسته می شود تا اقداماتی که منجربه حل مشکل به روشی منطقی و مناسب در شرایط فعلی می شود را توصیف کنید و یا اینکه چه واکنش هایی برای مدت طولانی تری منطقی و مناسب خواهند بود؟

4.توصیف کنید که این رویداد ناگوار ممکن است چه نتایج مثبتی را در زندگی شما به همراه داشته باشد؟

5.نگرش افراد نسبت به این رویداد را توصیف کنید و چنانچه بخواهید سالها بعد بیوگرافی زندگی خود را بنویسید، مایلید این رویداد را چگونه توصیف کنید؟

6.توصیف کنید که یک روانشناس ( مدیر،کشیش،مادر بزرگ با تجربه های بسیار زندگی)که در حل مشکلات تخصص و تجربه زیادی دارند در رویارویی با این مشکل چه توصیه هایی خواهد کرد.

این روش منجر به سازماندهی احساسات مثبت و منفی می شوند و تغییر در زاویه ی دید ایجاد میشود و همدلی نسبت به دیگر افرادی که در این مشکل سهیم هستند را به همراه داشت(بویژه نسبت به “مجرم” و انگیزه های احتمالی او).

آگاهی عمومی بر طبق حل مشکل بکارد می رود: نسبی گرایی ارزشی( محرک ها و ارزش های متفاوت و اهداف زندگی افراد مشخص شده که میتواند رفتارها و چشم اندازهای متفاوتی را به همراه داشته باشد.) بافت گرایی ( پنهان کاری موقت و یا فعلی مشکل ممکن است بازتاب شود.) رویکردهای عملکردی و غیر عملکردی مشخص می شوند( برای مثال:اسیب به خود با خودکشی و یا الکل، انتقام، مصیبت های شغلی و یا اجتماعی طولانی مدت گه زندگی تلخی را به همراه داشت)که به تععین اهداف و یافتن مسیر و اجاد چشمانداز جدید کمک میکند. با مقایسه پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت،بیمارن متوجه می شوند که رویدادهای ناگوار و پیچیده ی زندگی علاوه بر پیامد های منفی ، پیامد های کثبت نیز به همراه دارند و انچه اهمیت دارد قبول ابهامات و تردیدها در زندگی می باشد. داده های تجربی نشان می دهد که این رویکرد می تواند برا اموزش روش های جدید به بیماران موثر باشد.

 

درباره‌ی پرهام پارسا

.:: شما به دنیا آمده اید که کسی باشید که خود، خودتان را طراحی میکنید ::.اگر بارها و بارها وبارها شکست خوردید، دست رد به سینه تان زدند، اگر گفتند “روی من حساب کن” و دیگه از آنها خبری نشد؛ هرگز به خودتان نگویید این پایان کار است. به خودتان بگویید هنوز تمام نشده، آنقدر ادامه میدهم تا زمانی که پیروز شوم

Check Also

فروشگاه فایلهای دانلودی

کسب درامد از سیستم همکاری در فروش فایل

کسب درامد از سیستم همکاری در فروش فایل معرفی سایت های کسب درامد از روش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Security Code(کد امنیتی): *