۱۳۹۶/۰۹/۲۳ ۱۰:۲۸:۲۹ بعد از ظهر
خانه >> پایگاه آموزش >> ارتقا شغلی



ارتقا شغلی, ارتقا, شغل, ارتقا شغل, ارتقاء شغلی, ارتقاء شغل, ارتقاء
ارتقا شغلی, ارتقا, شغل, ارتقا شغل, ارتقاء شغلی, ارتقاء شغل, ارتقاء

ارتقا شغلی

ارتقا شغلی

جنبه‌های ارتقا شغلی

خوب است پیش از آن که استراتژی‌های دست یابی به ارتقاء شغلی را با هم مرور کنیم، کمی این موضوع را سبک و سنگین کرده و جنبه‌های مثبت و منفی ارتقاء شغلی را بررسی کنیم. پس در این جلسه با ما همراه باشید …

چالش اول: انگیزه

به دلایل بسیاری، خوب است که به ترفیع فکر کنید. اگر مشتاق هستید که در شغل یا در ارتباط با کارفرمایتان پیشرفت کنید، باید دائم ذهنتان درگیر این موضوع باشد. ارتقای شغلی به معنای به عهده گرفتن مسئولیت‌های جدید، رویارویی با مشکلات جدید، فراگیری مهارت‌های جدید و مشارکت بیشتر در تمام کارهای شرکت است که تمام این موضوعات، کیفیت کارتان را بالا می‌برد.

گرفتن ترفیع به این معناست که برای انجام دادن کاری که استعدادها و توانایی‌هایتان را در آن ثابت کرده‌اید، وقت کمتری بگذارید. برای مثال، فرض کنید یک طراح گرافیک هستید. از ابتکاری که در شغلتان به خرج می‌دهید، لذت می‌برید و دوست دارید وقت بیشتری صرف کارتان کنید. وقتی ترفیع می‌گیرید و مدیر هنری می‌شوید، نظارت بر کار دیگر همکارانتان را در اولویت قرار می‌دهید و خودتان کمتر به کار طراحی می‌پردازید. بعد چه احساسی خواهید داشت؟

با خودتان صادق باشید. اگر وضعیت جدیدتان را به راحتی بپذیرید که چه بهتر، اما اگر از شغل جدیدتان احساس رضایت نکنید، مفهومش این است که هنوز آمادگی ترفیع را نداشته‌اید.

 

چالش دوم: تغییرات زندگی شخصی

شاید جنبه مالی ارتقای شغلی یکی از نکات مثبت آن باشد. اما باید در نظر بگیرید که این احتمال وجود دارد که در بعضی مواقع فشار بیشتری را تحمل خواهید کرد و با موقعیت‌هایی رو به رو می‌شوید که زندگی شخصی‌تان را با مشکل رو به رو خواهد کرد، برای مثال باید با مشکلات زیر دست و پنجه نرم کنید:

– اضافه کاری

– استرس بیش از حد

– ساعت‌های کاری طولانی

– نداشتن فرصت کافی برای انجام دادن کارهای مورد علاقه‌تان

– پذیرفتن مسئولیت‌های مدیریتی و سرپرستی برای اولین بار

– سیاست‌های داخلی دشوارتر

– اجبار به برقراری ارتباطات بیشتر

– کار کردن با افراد با نفوذ و قدرتمند

مرور تجربه‌ها: اگر ازدواج کرده‌اید و همسر و فرزند دارید یا مسئولیت نگهداری کودک خردسالتان با شماست، یا مسئولیت دیگر اعضای خانواده به دوش شماست، از همسرتان بپرسید اگر از این پس مسئولیت‌های کمتری را در قبال خانواده‌تان بپذیرید، او چه احساسی خواهد داشت. اگر تنها فرد خانواده هستید که از بچه‌ها مراقبت می‌کند، شاید مجبور شوید از شخص دیگری کمک بخواهید تا به جای شما، مسئولیت‌هایتان را انجام دهد.

اگر به توانایی‌هایتان اعتماد نداشته باشید، ممکن است به شدت احساس ناامنی کنید. اما اگر اعتماد به نفس داشته باشید، از پیامدهای مثبت ارتقای شغلی که به شرح زیر هستند، بهره مند خواهید شد:

– درآمد بیشتر

– مقام بالاتر

– تحقق آرزوهایتان

– کسب اعتبار بیشتر در میان همکاران

– اثبات خطاهای دیگران

– احساس واقعی موفقیت

مرور تجربه‌ها: سعی نکنید برای پول ترفیع بگیرید. درست است که کسب درآمد بیشتر بسیار خوب است – این کاملا بدیهی است – اما گاهی حقوق بالا کمک نمی‌کند تا جنبه‌های کسالت بار شغلتان را تحمل کنید. فقط به ویژگی‌های شغلی که بعد از ترفیع به دست خواهید آورد، فکر کنید و اگر به آن علاقه ای ندارید، هرگز آن را درخواست نکنید.

 

چالش سوم: خود را برای کنار آمدن با شغلتان آماده کنید

اگر تصمیم گرفته‌اید که ترفیع شغلی بگیرید، باید استراتژی‌های ارتقاء شغلی را با دقت دنبال کرده و به کار گیرید، داشتن یک آرزوی خوب کافی نیست! این را بدانید که باید آمادگی کنار آمدن با شغلتان را داشته باشید، بعضی از افراد آن قدر خوش شانس هستند که در مکان و زمانی مناسب، شغلی جدید به آن‌ها پیشنهاد می‌شود، اما متاسفانه، ما نمی‌توانیم فقط به بخت و شانس مان اکتفا کنیم، بنابراین باید مطمئن شوید که:

  • از شغل فعلی‌تان خسته شده‌اید
  • می دانید چه نقشی در شغل جدیدتان دارید
  • رابطه‌ی مثبتی با همکاران خود دارید
  • برای مواجهه با مشکلات آماده هستید

 

اشتباهات رایج

– می‌خواهید به هر قیمتی ترفیع بگیرید

به دست آوردن هویت شغلی مشخص و معتبر، موفقیت بزرگی محسوب می‌شود و اعتماد به نفس شما را بالا می‌برد، اما این نکته را به خاطر داشته باشید که ترفیع شغلی بیش از آن چه فکر می‌کردید، زندگی روزمره‌تان را تغییر می‌دهد، ممکن است مجبور شوید ساعت‌های طولانی تری کار کنید، در نتیجه کمتر از قبل می‌توانید به خانه بروید و در کنار خانواده‌تان باشید و شاید این باعث بروز مشکلات خانوادگی شود. همچنین ارتباط شما با همکارانتان تغییر می‌کند، به هر حال، در یک کارگروه، رئیس جایگاه متفاوت و برجسته ای دارد و باید خیلی تلاش کنید تا به این جایگاه برسید. خود را برای تغییراتی که بعد از ترفیع در زندگی‌تان رخ خواهد داد، آماده کنید.

– وقتی کار موثری نمی‌کنید

کمتر کسی را می‌شود پیدا کرد که آرزوی ترفیع را نداشته باشد، پشت میز در عوالم خود سیر کند و خود را پشت میز ریاست نبیند. اما افرادی ارتقاء شغلی را به دست می‌آورند که برای دست یافتن به آن تلاش می‌کنند. اگر گرفتن ترفیع، هدف بلند مدتتان است، استراتژی شما باید زیرکانه باشد. برنامه‌ی 1-6-1-3 کمک بسیاری به شما می‌کند و باعث می‌شود دست به اقدامات مفیدی بزنید که در رسیدن به این هدف کمکتان می‌کند و نتیجه‌ی مورد نظرتان را در بر دارد. اما اگر این برنامه را بنویسید و فقط یک بار از آن استفاده کنید و بعد آن را گوشه ای بیندازید تا خاک بخورد، بی فایده است. برای آن که به نتیجه‌ی خوبی برسید، باید گام به گام بر اساس این برنامه پیش بروید، ممکن است گاهی خسته یا نا امید شوید، اما بکوشید بر موانع غلبه کنید و دائم هدفتان را مد نظر داشته باشید.

– برنامه 1-6-1-3

اگر امیدی ندارید که در آینده ترفیع بگیرید، اما می دانید که در بلند مدت می‌خواهید به ارتقای شغلی برسید، از این برنامه استفاده کنید و آن را ادامه دهید!! این برنامه روشی موثر برای رسیدن به اهدافتان است.
ابتدا، از خود بپرسید که دوست دارید سه سال بعد زندگی‌تان چگونه باشد و تمام جزئیاتی را که به ذهنتان می‌رسد، یادداشت کنید. فعل‌ها را به زمان حال بنویسید، گویی واقعا این اتفاق‌ها افتاده‌اند. بعد این کار را برای یک سال، شش ماه و یک ماه بعد تکرار کنید. برنامه‌ی 1-6-1-3 کمک می‌کند تا برای ساختن آینده ای بهتر، انگیزه داشته باشید و با برنامه‌ی اجرا شدنی که از هم اکنون می‌توانید آن را شروع کنید، تصور بهتری از زندگی‌تان داشته باشید.

این برنامه کمکتان می‌کند که موقعیت‌های طلایی زندگی‌تان را تشخیص دهید، بنابراین، اگر به دنبال ارتقای شغلی هستید، از این برنامه استفاده کنید. یک برگ کاغذ را به چهار قسمت تقسیم کنید:

  • شغل
  • شرکت یا سازمان
  • محصولات
  • رئیس

حالا از خودتان بپرسید که دوست دارید در کدام یک از ابعاد بالا پیشرفت کنید. به جزئیات شغل دلخواهتان فکر کنید و آن‌ها را در هر یک از چهار بخش بالا یادداشت کنید. وقتی با این روش به کارتان ادامه می‌دهید، به شما کمک می‌کند تا موقعیت‌هایی را که برایتان پیش می‌آیند، دقیق سبک و سنگین کنید. وقتی از شما می‌خواهند در مصاحبه‌ی شغل جدیدتان شرکت کنید، می‌توانید از این برگه برای نشان دادن توانایی‌ها و پرسیدن سوال های هدفمند درباره‌ی شغل جدید و شرکت یا سازمان مورد نظر، کمک بگیرید.

 

نکته‌های طلایی

  • گرفتن ترفیع شغلی، موفقیتی بزرگ و پاداش عملکرد خوبتان است. ترفیع شغلی نه تنها بر زندگی شغلی‌تان، بلکه بر سایر ابعاد زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد، بنابراین پیش از آن که شغل جدیدتان را قبول کنید، تمام این مسائل را در نظر بگیرید و خود را آماده کنید.
  • مطمئن شوید که می‌خواهید به دلایلی که پذیرفته شدنی است، ترفیع بگیرید. کسب درآمد بیشتر، بسیار خوب است، اما ارزش آن را ندارد که برای آن حاضر شوید با رئیس بد کار کنید یا از تعطیلات آخر هفته‌تان صرف نظر کنید.
  • فکر کنید که ارتقای شغلی، ممکن است چه اثراتی در زندگی‌تان داشته باشد، برای مثال، اگر فرزندی دارید یا مسئولیت‌های خانواده دیگری بر دوشتان است، باید از دیگران بخواهید کمکتان کنند، یا شاید مجبور شوید تعییراتی اساسی در برنامه‌ی زندگی‌تان ایجاد کنید. حتما دلتان نمی‌خواهد وقتی بعد از یک روز کاری پر استرس به خانه بر می‌گردید، با مشکلات یا جر و بحث‌های بیشتری مواجه شوید. بنابراین، قبل از هر کاری، درباره‌ی شغل جدیدتان با همسر یا دیگر اعضای خانواده صحبت کنید.
  • خود را برای «تغییر نقشتان» در محیط کار آماده کنید. مسلما سخت است که از کارمندی معمولی به رئیس تبدیل شوید، اما باید به این نقش عادت کنید تا به جایگاه بهتر و دلخواهتان برسید.
  • خود را برای اضافه کاری آماده کنید تا گزینه‌ی خوبی برای به دست آوردن ترفیع شغلی باشید.
  • اگر کسب ارتقاء شغلی جزو اهداف بلند مدتتان است، از برنامه‌ی 1-6-1-3 استفاده کنید. این برنامه کمکتان می‌کند تا تصویر بزرگ و دقیقی از خواسته‌ها و زندگی‌تان داشته باشید و می‌توانید از همین حالا این برنامه را آغاز کنید.
  • اگر استفاده از این برنامه را شروع کرده‌اید، آن را رها نکنید! به راهتان ادامه دهید.

 

مقدمات ترفیع

این روزها، خوب بودن در شغلتان خود به خود باعث نمی‌شود که ترفیع بگیرید. از سوی دیگر، ارتقای شغلی، شانس موفقیتتان را بیشتر می‌کند و کمک می‌کند تا برای رسیدن به اهدافتان گام‌های موثری بردارید. برای کسب ارتقای شغلی، باید مهارت‌های شغلی، شایستگی، هوش تجاری و مهارت‌های خود را در برقراری ارتباط با دیگران اثبات کنید، در نتیجه، فردی لایق و مفید در شرکت یا سازمانتان شناخته می‌شوید و می‌توانید به درجات شغلی بالاتری برسید.

وقتی مهارت‌های تخصصی شما اثبات می‌شوند و در مسیر موفقیت قرار می‌گیرید، بی شک در بین کارکنان، گزینه‌ی مناسبی برای کسب ارتقا شغلی خواهید بود، بنابراین، باید در کنار شغلی که به آن مشغول هستید، سایر ویژگی‌های فردی‌تان را نیز بروز دهید. برای این منظور باید نشان دهید که هوش تجاری دارید، می‌توانید با سیاست‌های شغلی و تغییرات کنار بیایید و نسبت به همکارانتان وفادار و حق شناس باشید. این جلسه با ما همراه باشید تا مقدمات ترفیع را با هم مرور کنیم …

دیده شدن

وقتی بر روی دکمه ثبت نام در این دوره آموزشی کلیک کردید، یه سوال درونی نیز با شما همراه بوده است، این که:

«من خیلی دوست دارم ترفیع بگیرم و تا به حال هر کاری که می‌توانستم انجام دادم تا توجه دیگران را جلب کنم. رقابت تنگاتنگی میان من و همکارانم وجود دارد، چگونه می‌توانم شانسم را بیشتر کنم؟»

پاسخ این سوال ساده نیست، اما به عقیده ما کاملا مشخص است. استراتژی شما برای کسب قله‌های بیشتر چیست. البته هیچ گاه نباید دستیابی به قدرت یا ترفیع را مثل جنگ یا امثال آن تعبیر کنید، اما لازم است برای رسیدن به اهداف مان در همه زمینه‌ها هوشمند باشیم.

شیپور زدن با صدای بلند همیشه راه موثری برای جلب توجه دیگران نیست. مهم است که دقیقا بدانید چه می‌خواهید و چرا خود را شایسته ترفیع می دانید، اما استفاده از یک راهکار مناسب، نتایج خوبی عایدتان می‌کند. پس صبور باشید و باور کنید چرا در این دوره آموزشی شرکت کرده‌اید.

مرور تجربه‌ها: سعی کنید با مدیران شرکت ارتباطی نزدیک داشته باشید یا در موقعیت‌های مناسب تجربه‌های موفقتان را با آن‌ها در میان بگذارید تا توانایی‌هایتان بیشتر به چشم بیاید، البته در این کار تعادل را رعایت کنید تا باعث آزار افرادی نشوید که می‌خواهند شما را بیشتر بشناسند. بنابراین، عاقلانه رفتار کنید و پیش از آن که شروع به پخش شایعه‌های خوب درباره‌ی خود کنید!! موقعیتتان را بسنجید. برای مثال، وقتی حال مدیرتان خوب نیست یا عجله دارد، او را تا دفترش تعقیب نکنید تا با او حرف بزنید.

 

اما سوال دیگری نیز وجود دارد، شاید پاسخ به این سوال نیز انگیزه بیشتری در شما ایجاد کند:

«من در سازمانی کار می‌کنم که ترفیع شغلی، دور از دسترس بسیاری از کارکنانش است. برای رسیدن به مقام مدیریت چه طور راه پیشرفتم را طی کنم؟»

این هم سوال چالش بر انگیزی است. در بسیاری از مشاغل امروزی، مدیر بر اساس «تعریف و تمجید» انتخاب می‌شود و مفهومش این است که دیگر مسیر مشخصی برای رسیدن به «مقام بالا» وجود ندارد. در چنین مواقعی، کارکنان بر اساس معیارهای متفاوتی ترفیع می‌گیرند، برای مثال، شاید مجبور شوید وارد عرصه‌های شغلی معتبر تر شوید یا در ماموریت های شغلی بیشتری که در گذشته از عهده‌شان بر آمده‌اید، شرکت کنید.

مرور تجربه‌ها: در هر شغلی، معیارها و سلسله مراتب مشخصی برای ارتقای شغلی کارکنان وجود دارد، بنابراین، بهتر است ببینید در شرکت یا سازمان شما، چرا بعضی از افراد ترفیع گرفته‌اند. آیا فقط به دلیل موقعیت‌های شغلی‌شان ترفیع گرفته‌اند یا روشی که برای رسیدن به موفقیت انتخاب کرده‌اند؟ وقتی به این موضوع پی می‌برید، می‌توانید برای ارتقای شغلی خود، برنامه ریزی کنید.

 

ایجاد تصویر بزرگ‌تری از خودتان

فراهم کردن مقدمات رسیدن به ترفیع شغلی، کار آسانی نیست. چون مفهومش این است که باید در جنبه‌های مختلفی، تاثیرگذار باشید، برای مثال، نه تنها باید با زیر و بم کار شرکتتان آشنا شوید، بلکه باید سایر ابعاد شغلتان را نیز بشناسید. اگر در شرکتی تجاری کار می‌کنید، باید ببینید بازار کالایی که تولید می‌کند خوب است یا بد. باید مهارت‌های اجتماعی و سیاسی‌تان را ارتقا دهید تا بتوانید ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنید و هم چنین یک روش مدیریتی فردی را که با آن راحت هستید و می‌توانید در دراز مدت توسط آن به اعتبار و نفوذ برسید، انتخاب کنید.

نکته: ممکن است دریابید که نگرش‌ها و مهارت‌های فردی که شما را به شغل فعلی‌تان رسانده، ممکن است مانع ارتقای شغلی‌تان شود، برای مثال، اگر در شغلتان، از روش‌های انفرادی ویژه ای استفاده می‌کنید که شما را از دیگر همکارانتان متمایز می‌کند یا برای حل مشکلات فعلی، مستقل عمل می‌کنید، ممکن است مجبور شوید این روش‌ها و ویژگی‌ها را کنار بگذارید. بنابراین، پیش از آن که وارد رقابت کاری شوید، به تغییراتی که باید در خود ایجاد کنید و احساسی که در این فرایند خواهید داشت – بیندیشید.

ارتقا مهارت‌های میان فردی

وقتی در شغلتان پیشرفت می‌کنید، باید بین مهارت‌های شغلی‌تان و توانایی برقراری ارتباط با دیگران، تعادل ایجاد کنید. توانایی برقراری ارتباط با دیگران، عامل مهمی در پیشرفت و ارتقای شغلی است. از این گذشته، مشاغل عالی رتبه با حساسیت‌های سیاسی بسیاری نیز همراه است، زیرا در محیط کار، ارتباطات میان افراد روز به روز تغییر می‌کند و این ارتباطات در دراز مدت بر منافع تجاری تاثیر می‌گذارند.
بسیاری از مدیران با علم به این موضوع، سعی می‌کنند دست کم در ظاهر، ارتباطات میان فردی مطمئنی با دیگران داشته باشند. البته لازم نیست تا این حد پیش بروید. اگر در این کار زیاده روی کنید، شاید فردی گستاخ و تحمل ناپذیر به نظر برسید.

مرور تجربه‌ها: افرادی که زبان تند و تیزی ندارند و به دروغ خود را معتمد و توانا نشان نمی‌دهند، روابط میان فردی خوبی دارند. هیچ چیزی را نمی‌توان جایگزین اعتماد به نفس واقعی کرد. اغلب، افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند، بیشتر دیده می‌شوند، بنابراین، خود را خوب بشناسید، به ارزش‌هایتان پی ببرید و از آن چه می‌خواهید، تصویر واضحی در ذهنتان بسازید.

 

اهداف و باز هم اهداف

برای گرفتن ترفیع، نه تنها باید به اهداف شغلی‌تان توجه کنید، بلکه باید در عرصه‌های تجاری وسیع تری شرکت کنید. مفهومش این است که باید ابتکار عمل به خرج دهید و نسبت به مسائلی فراتر از شغلتان کنجکاو باشید. می‌توانید برای شرکت در پروژه ای مهم داوطلب شوید یا هر چیزی که حس درونی‌تان به شما می‌گوید! با این کار نظر افرادی که می‌توانند مقدمات ترفیع شغلی‌تان را فراهم کنند، جلب کنید.

گرچه، ممکن است به مذاق بعضی‌ها خوش نیاید، اما مجبورهستید به راه‌هایی متوسل شوید که توسط آن‌ها می‌توانید اشتیاقتان را برای ایفای نقش بیشتر در شرکت نشان دهید، برای مثال، می‌توانید پروژه ای را پیشنهاد دهید یا برای شرکت در آن داوطلب شوید. مفهومش این نیست که باید چاپلوسی کنید، اما اگر اشتیاق خود را برای به دست آوردن شغل مورد نظرتان نشان دهید، آسان تر می‌توانید توانایی‌های خود را در آن شغل خاص به رخ دیگران بکشید.

مرور تجربه‌ها: اگر نمی‌توانید نشان دهید که به طور دائم و به روشی موثر به دنبال تحقق اهدافتان هستید، آن را در بوق و کرنا نکنید. هیچ چیزی موثرتر از عملکرد خوب و موفق نیست. بنابراین، اهداف خود را بر پایه و اساس درستی بنا کنید و بعد برای تحقق آن‌ها بکوشید.

 

مدیریت تغییر و تحول

بنگاه‌های اقتصادی تحت تاثیر اوضاع بازار و اقتصاد هستند و هرگونه تغییر در بازار و اوضاع اقتصادی، بر تک تک کارکنان تاثیر می‌گذارد. توانایی کنار آمدن با این تغییرات و استفاده از دانش و بینش خود در راستای هدایت نیروی خلاقیت کارکنان برای تحقق اهداف و موفقیت سازمان، از ویژگی‌های مهم و ارزشمند هر مدیری است. از سوی دیگر، فقدان توانایی کنار آمدن با تغییرات – حتی اگر فکر کنید این تغییرات عاقلانه یا سازنده نیستند – به ضررتان خواهد بود.

اگر در چنین موقعیتی قرار دارید، به جای آن که نارضایتی خود را نسبت به این تغییرات نشان دهید، برای کنار آمدن با آن‌ها، دنبال راهکارهای سازنده باشید و سعی کنید علت ایجاد آن‌ها را بیابید. اگر کسی به نگرانی‌های شما توجه نکرد و همچنان می‌خواهید در آن شرکت کارتان را ادامه دهید، باید با شک و تردیدهای خود مبارزه کنید و با انعطاف پذیری خود و کنار آمدن با تغییرات، وفاداری‌تان را ثابت کنید.

نشان دهید که آمادگی حفظ کارکنان مستعد و با انگیزه را دارید و از تجربه‌های جدیدتان درس بگیرید و به این فکر نکنید که چقدر از این وضع ناراحت هستید، بنابراین، انعطاف پذیری و جست و جوی راهکارهای کاربردی کنار آمدن با تغییرات، حفظ افراد مستعد و با انگیزه و تجربه اندوزی، از ویژگی‌های مهم افرادی است که در راس گروه‌های کاری قرار دارند.

 

اشتباهات رایج

افرادی را که قصد کمک به شما را دارند، می‌رنجانید

گاهی افرادی که به دنبال ارتقای شغلی هستند، آن قدر درگیر خواسته‌هایشان می‌شوند که شایعات بسیاری درباره‌ی افراد دیگری که قصد گرفتن ترفیع را دارند، پخش می‌کنند. این کار نه تنها نتیجه‌ی عکس می‌دهد، بلکه همکارانشان را هم از خود می‌رنجانند. برای گرفتن ترفیع، قوانین نانوشته‌ی بسیاری وجود دارد که در شرکت‌های مختلف، متفاوت است و با تدابیری که کارکنان موفق آن شرکت‌ها در پیش گرفته‌اند، تطابق دارد. دلایل موفقیت این افراد را کشف کنید و نشان دهید که منافع آن‌ها برای شما هم مهم است یا سعی کنید در کارهای انسان دوستانه شرکت کنید، برای مثال، اگر می دانید رئیستان از یک موسسه خیریه یا … حمایت می‌کند، چرا شما هم در این کار به او ملحق نمی‌شوید؟

تمایلی به ایجاد تغییرات ندارید

گر چه موقعیت‌هایی که در گذشته داشته‌اید، کمک می‌کنند تا فردی برجسته به نظر برسید، اما باعث نمی‌شوند که به ارتقای شغلی دست یابید. اگر به دنبال ترفیع هستید، ارزشش را دارد که روش‌های گذشته‌تان را کنار بگذارید و نیروی خود را صرف انجام دادن کارهایی کنید که منافع شرکتتان را تامین می‌کنند. با این روش، احساس آرامش بیشتری خواهید کرد. از نظر خیلی‌ها، هیچ چیزی بدتر از آن نیست که نتوانند خودشان باشند.

 

اصول ارتقا شخصیت

شخصیت شما، نمایانگر ویژگی‌های فردی‌تان است و عاملی است که شانس موفقیت شما را برای گرفتن ترفیع بالا می‌برد. تحقق اهداف و بروز مهارت‌های شغلی، از جنبه‌های بسیار مهم موفقیت شغلی است، اما شخصیت شما می‌تواند احترام و توجه دیگران را بر انگیزد، بنابراین، به آن توجه کنید.

بعضی از افراد معتقدند که شما با شخصیت خاصی متولد شده‌اید، در حالی که دیگران فکر می‌کنندشان و شخصیت شما نتیجه‌ی موفقیتتان است. در واقع، شخصیت شما، ترکیبی از هر دوست، یعنی بعضی از ویژگی‌های شخصیتی ذاتی است و بعضی دیگر را می‌توان ارتقا داد. شان و شخصیت شما اغلب نتیجه‌ی میزان اعتماد و علاقه‌ی شما به کاری است که انجام می‌دهید. وقتی با کاری که انجام می‌دهید، احساس راحتی نمی‌کنید، با مصاحبه‌های شغلی و سایر موقعیت‌های تنش زایی که در نتیجه‌ی ارتقای شغلی در آن‌ها قرار می‌گیرید، به سختی کنار می‌آیید. با کمی تمرین و اعتماد به توانایی‌هایتان، اعتماد به نفستان بیش از آن چه حس می‌کنید، به نظر خواهد رسید.

چالش اول: پا پس نکشید

باید باور کنید برای افرادی که معتقدند «من نمی‌توانم آن کار را انجام دهم»، دستیابی و رسیدن به شان و شخصیت و جایگاه‌های بالا، دست نیافتنی است. در واقع باید توجه کنید که این ارتباطات میان افراد است که باعث تداوم همکاری‌شان می‌شود. بنابراین، تا آن جا که می‌توانید سعی کنید تاثیر مثبتی روی دیگران بگذارید و پا پس نکشید.

نکته: بسیاری از مدیران سیاسی و تجاری موفق، ممکن است در عرصه‌های دیگر زندگی‌شان ضعف‌هایی داشته باشند، شخصیت هر کس زائیده‌ی افکار اوست. اما این توانایی و مهارت آن‌ها در فرار نکردن و جنگیدن است که سبب موفقیتشان شده است.

اگر دریافتید که در برخی عرصه‌های زندگی به اندازه‌ی شغلتان موفق نیستید، نگران نباشید. این اتفاق زیاد رخ می‌دهد، گاهی افرادی که در یک روز از زندگی‌شان خوشحال و موفق هستند، متوجه می‌شوند که در بعد دیگر توفیق چندانی ندارند. روش‌های مفیدی وجود دارد که با کمک آن‌ها می‌توانید در موقعیت‌های متفاوت، از استعدادهایتان استفاده کنید. وقتی با تکیه بر استعدادها و توانایی‌هایتان کاری را خوب انجام می‌دهید، موقعیتتان تثبیت می‌شود و بعد می‌توانید سراغ موقعیت دیگری بروید. وقتی سراغ موقعیت جدیدی می‌روید، خاطره‌ی خوبی که از موقعیت قبلی داشتید، به موفقیتتان کمک می‌کند. بعضی از مدیران با وجود آن که نفوذ و اعتبار بسیاری در میان اعضای گروهشان دارند، می‌ترسند که نتوانند همان تاثیر مثبت را روی همکاران و مدیران دیگر بگذارند. اگر در چنین موقعیتی قرار دارید، نگران نباشید.

به خاطر داشته باشید، در میان افرادی که با آن‌ها کار می‌کنید، شما از سه ویژگی برخوردار هستید که بقیه از آن‌ها محروم‌اند. این سه ویژگی عبارت‌اند از: دانش، تجربه و اقتدار. وقتی در جمع همتایان و مدیران دیگر هستید، آن‌ها نیز دارای این ویژگی‌ها هستند یا دست کم به داشتن آن‌ها تظاهر می‌کنند. شاید این باعث شود که اعتماد به نفستان را از دست بدهید. وقتی با همکاران و همتایان خود رو به رو می‌شوید، سعی کنید از روشی که در بالا توضیح دادیم، استفاده و به توانایی‌هایتان تکیه کنید.

چالش دوم: چهار بعد مهم شخصیت را درک کنید

1. بعد جسمانی

این به حالت بدن شما بستگی دارد. افرادی که شخصیت بالایی دارند، اندام و حالت بدنشان مناسب و خوب است. آن‌ها خوب می‌ایستند و راه می‌روند و آرام و مطمئن برنامه ریزی می‌کنند.

اندام مناسب و برخورداری از سلامت جسمی، عوامل مهمی هستند. ورزش، تغذیه مناسب، استراحت کافی، تمرین‌های تمرکز مانند مراقبه و یوگا، در حفظ سلامت بدن موثر هستند. لباس‌های شیک و آراسته حالت بدن را زیباتر و فرد را مطمئن تر نشان می‌دهند. لازم نیست لباس‌های گران قیمت بخرید. کافی است در هر موقعیتی، لباس مناسبی را انتخاب کنید.

رفتارهای غیر کلامی بر تاثیری که روی دیگران می‌گذارید، موثر هستند. تماس چشمی، صدای واضح و ملایم و حرکات مناسب اندام‌های بدن، از جمله ارتباطات غیر کلامی موثر هستند. اغلب، افرادی که ارتباطات کلامی موثری دارند، بیشتر دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

هنگام نشستن، یک دستشان را پشت صندلی می‌گذارند، به بدنشان زاویه می‌دهند و یک پایشان را روی پای دیگر می‌اندازند. این باعث می‌شود فضای بیشتری اشغال کنند و مطمئن تر به نظر برسند. به جای آن که فقط انگشت اشاره‌تان را تکان دهید، از حرکت کل دست و بازوی تان استفاده کنید. می‌توانید این تمرین را مقابل آینه یا با دوستتان انجام دهید تا در جمع دیگران، زیاده روی نکنید.

2. بعد ذهنی و هیجانی

ذهن یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایجاد شخصیت است و روش تصویر سازی ذهنی، روش موفقی است. افکار ما همیشه اعمال و رفتارمان را می‌سازند، بنابراین، هر شخصیتی که از خود در ذهنتان بسازید، در واقعیت، همان به وجود خواهد آمد.

مرور تجربه‌ها: توانایی برقراری ارتباط، بسیار ارزشمند است. تماس چشمی موثر سبب می‌شود که دیگران را تحت تاثیر خود قرار دهید. توجه و گوش دادن به حرف‌های دیگران بسیار مهم است. به خاطر سپردن نام دیگران و شناختی که از آن‌ها دارید هم اهمیت بسیاری دارد. هنگام گفت و گو، وقتی فرد مقابل را با اسم کوچک صدا می‌زنید، ناخودآگاه اسم او در ذهنتان می‌ماند.

پیام‌های مثبت را به زبان حال به خودتان تلقین کنید. اگر بگویید «من اعتماد به نفس خواهم داشت»، مغزتان باور می‌کند که این اتفاق در آینده خواهد افتاد و ممکن است هرگز به آن دست نیابید!

3. تسلط

خود را بشناسید. دانش و تجربه‌هایی که در طول دوره‌ی کاری‌تان کسب کرده‌اید، باعث می‌شود که اعتماد بیشتری به حرف‌ها و کارهایی که انجام می‌دهید، داشته باشید. کاری کنید که دیگران قدر شما را بدانند و مطمئن شوید که در گفتار و رفتارتان صادق هستید. تجربه‌هایتان را در اختیار دیگران بگذارید و ارتباطی صادقانه با آن‌ها داشته باشید. به خودتان مغرور نشوید. اغلب، بسیاری از افراد آن قدر غرق خودشان هستند که از مشاهده‌ی رفتارهای دیگران و شنیدن حرف‌هایشان امتناع می‌کنند. برون گرا و گشاده رو باشید. رعایت تمام این عوامل درهای موفقیت و دستیابی به فرصت‌های طلایی را به روی شما باز می‌کند. دیگران به طرفتان جذب می‌شوند، نقش‌های متفاوت مدیریتی به شما پیشنهاد می‌دهند و وصف مهارت‌ها و ویژگی‌های فردی‌تان دهان به دهان می‌گردد.

4. موقعیت

شخصیتتان باعث می‌شود ویژگی‌هایی را به دیگران منتقل کنید که باعث می‌شود به شما اعتماد و در کنارتان احساس نزدیکی کنند و در نتیجه، مسئولیت‌های بسیاری به گردنتان بیفتد. کسانی که شما را تحسین می‌کنند، از راهنمایی‌های شما استفاده می‌کنند و از شما اعتماد به نفس می‌گیرند.

 

اشتباهات رایج
  • به اشتباه فکر می‌کنید برای حفظ شخصیتتان باید بیش از حد مطمئن به خود باشید.

این دو ویژگی یکسان نیست. اعتماد به نفس بیش از حد مربوط به خودتان است، اما شخصیت، به دیگران مربوط می‌شود. افرادی که اعتماد به نفس بیش از حدی دارند، فقط به منافع خود فکر می‌کنند و حس همدردی ندارند، در حالی که افراد با شخصیت، محبوب هستند و سعی می‌کنند با دیگران ارتباط برقرار کنند. کسانی که بیش از حد اعتماد به نفس دارند، در واقع، اغلب سست و نا مطمئن هستند و تلاش می‌کنند ضعف خود را جبران کنند.

  • فکر می‌کنید نمی‌توانید شخصیتتان را ارتقا دهید

داشتن یک شخصیت ذاتی بالا و محبوب، نعمت است. اما به توجه و پیشرفت نیاز دارد. به دنبال موقعیت‌هایی باشید که در آن‌ها می‌توانید روش‌های اثرگذاری بر دیگران را تمرین کنید. وقتی در این موقعیت‌ها به موفقیت‌های متوالی دست می‌یابید، می‌توانید این روش را همچنان ادامه دهید. آن وقت شخصیتتان نیز ارتقا می‌یابد.

  • فکر می‌کنید به آمادگی کامل نرسیده‌اید

همان طور که گفتیم، ابعاد جسمانی، ذهنی و هیجانی، گیرایی و موقعیت، تشکیل دهنده‌ی شخصیت هستند. مهم است که بین این عوامل تعادل ایجاد کنید، در غیر این صورت کار خوبتان را از دست می‌دهید، برای مثال، تصور کنید ظاهر خوب، هدف مشخص و موقعیتی مناسب دارید، اما حرفی برای گفتن ندارید. بر عکس، اطلاعات بسیاری دارید، اما می‌ترسید اشتباه باشند. هر یک از این عوامل، مکمل دیگری است، در نتیجه باید به همه‌ی آن‌ها توجه کنید.

 

نکات طلایی

– اگر فردی خجالتی هستید، تصور نکنید که داشتن شخصیتی خوب و محبوب دور از دسترس است. با کمی تلاش می‌توانید به آن دست یابید.

– اگر فکر می‌کنید در بعضی از ابعاد زندگی‌تان موفق تر هستید، با استفاده از راهکارهای موثر می‌توانید در موقعیت‌های مختلف، از مهارت‌هایتان استفاده کنید.

– شخصیت دارای چهار بعد است که باید رابطه ای متعادل بین آن‌ها وجود داشته باشد. این چهار بعد عبارت‌اند از: جسمانی، ذهنی و هیجانی، تسلط و موقعیت.

– بعد فیزیکی شخصیت شما، همان زبان بدنتان است. از زبان بدنتان به بهترین نحو استفاده کنید، برای مثال، تماس چشمی موثر بسیار مفید است.

– با استفاده از تصویرسازی مثبت در ذهنتان، می‌توانید به ارتقای شخصیتتان کمک کنید. وقتی خود را در حال انجام دادن کار مورد علاقه‌تان تصور می‌کنید، ناخودآگاه همان کار را انجام خواهید داد.

– وقتی به دانش و تجربه‌های خود پی می‌برید، بر خود مسلط می‌شوید. استفاده از تجربه‌هایی که در طول دوران کاری‌تان کسب کرده‌اید، به بالا رفتن اعتماد به نفستان کمک می‌کند. تجربه‌هایتان را در اختیار دیگران هم بگذارید و به خاطر داشته باشید آن‌ها هم می‌توانند تجربه‌هایشان را با شما در میان بگذارند.

– فکر نکنید اعتماد به نفس بیش از حد، نشان دهنده‌ی شخصیت بالاست. افرادی که اعتماد به نفس بیش از حدی دارند، درون گرا و دور از دسترس هستند. در حالی که افراد با شخصیت دیگران را مجذوب خود می‌کنند و ارتباطات گرم و مثبتی با آن‌ها دارند.

 

ایجاد افکار تاثیرگذار

 

برای آن که در محیط کارتان شخصیت مطلوبی از خود نشان دهید، تسلط بر افکار کمک بسیاری به شما خواهد کرد. خود به خود نمی‌توانید بر تصورات و افکارتان مسلط باشید، این کار به تمرین نیاز دارد، اما مدیریت افکار، اعتماد به نفستان را افزایش می‌دهد و موقعیت‌های کاری بسیاری را برایتان ایجاد می‌کند.

هر چیزی را که تصور می‌کنید، بر شما تاثیر می‌گذارد. وقتی حسی در درونتان رسوخ می‌کند، به سختی می‌توانید آن را از بین ببرید، بنابراین، به تاثیری که دوست دارید بر دیگران بگذارید، فکر کنید و ببینید چگونه می‌توانید به آن دست یابید.

هر چه زودتر به نتیجه‌ی مطلوب برسید، در دراز مدت ذهنتان به مشکلات و دشواری‌های کمتری دچار می‌شود.

چالش اول: درک کنید که تسلط بر ذهن و افکارتان چقدر در کارتان موثر است

پیش از ادامه‌ی بحث، به این نکته توجه کنید:

فکر نکنید تسلط بر ذهن و افکارتان به این معنا است که خودتان نباشید، در واقع، مفهومش عکس این است.

برای آن که بهترین تاثیر ممکن را بر خودتان بگذارید، باید با کارهایی که انجام می‌دهید، احساس راحتی کنید. مدیریت افکار باعث می‌شود بهترین رفتار را از خودتان نشان دهید، نه رفتاری تصنعی!
ما می‌توانیم تسلط بر افکار را در موقعیت‌های متفاوت تمرین کنیم، این کار مزایای بسیاری دارد.

مرور تجربه‌ها: افکار خوب اندازه یا شکل خاصی ندارند، موفق‌ترین تاجران، سیاستمداران یا افراد مشهور را در نظر بگیرید، افکار خوب از هدف، نیت و احساسی که نسبت به خود دارید، سرچشمه می‌گیرند. مقابل آیینه، به روش‌های مختلف احساساتتان را ابراز کنید و در موقعیت‌های مختلف به زبان بدنتان توجه کنید. زبان بدنتان پیرو افکار شماست. وقتی افکار خوبی دارید، کمتر با مشکل مواجه می‌شوید.

حتی وقتی تحت فشار هستید، می‌توانید افکار خوبی در ذهنتان خلق کنید. بهترین راه انجام دادن این کار، این است که به انتظاراتی که دیگران از شما دارند، پی ببرید. برای مثال، اگر می‌خواهید گزارش مهمی را تحویل بدهید، از قبل خود را به بهترین شکل آماده کنید. ببینید مخاطبتان چه کسانی هستند و احتمال دارد چه سوال هایی از شما بپرسند و از قبل جواب سوال ها را پیدا کنید. گزارشتان را چند بار بخوانید تا مطمئن شوید کاملا بر مطالب آن مسلط هستید و لباس راحتی بپوشید. اگر در درونتان احساس موفقیت کنید، مانند فردی موفق رفتار می‌کنید و این حس را به دیگران نیز انتقال می‌دهید.

مرور تجربه‌ها: شاید به سختی درباره‌ی تاثیری که بر دیگران می‌گذارید، قضاوت کنید و نگران این هستید که تحت تاثیر قرار دادن دیگران، به کار و تلاش فراوان نیاز دارد. در این صورت، قدمی به عقب بردارید و افرادی را که به خوبی بر افکارشان مسلط هستند و آن را مدیریت می‌کنند، زیر نظر بگیرید. می‌توانید از رفتار آن‌ها به نکات مفیدی پی ببرید. همچنین می‌توانید نتیجه گیری افراد مورد اعتمادتان را بپرسید و از آن‌ها بخواهید راهنمایی‌تان کنند.

چالش دوم: درک عوامل تاثیرگذاری

می گویند، به محض آن که با کسی آشنا می‌شوید، ظرف هفت ثانیه او را تحت تاثیر خود قرار می‌دهید و این تاثیر را به سختی می‌توان تغییر داد. باید خیلی مراقب این چند ثانیه‌ی مهم باشید و از آن، نهایت بهره را ببرید و به پنج عامل زیر توجه کنید:

  • فضا
  • ارتباط
  • باورپذیری
  • طرز لباس پوشیدن
  • آرامش / اطمینان

 

1. فضا

قبل از هر چیز، به فضایی که در آن قرار دارید، توجه کنید. هدف حضور در آن موقعیت، دستور جلسه و عوامل پیرامون آن موقعیت را بسنجید. چه قرار است در مصاحبه‌ی شغلی شرکت کنید یا قرار مهمی با یکی از مشتری‌هایتان دارید، به انتظارات طرف مقابل فکر کنید و ببینید که چه طور می‌توانید آن‌ها را برآورده کنید. برای مثال، آیا در موقعیتی قرار دارید که بتوانید خودتان را از دیگران متمایز کنید؟ یا زمانش رسیده است که نشان دهید چقدر خوب می‌توانید خود را با دستورات تطبیق دهید؟

2. ارتباط کلامی و غیرکلامی

وقتی موقعیتی را که در آن قرار گرفته‌اید درک کرده‌اید، درباره‌ی حرف‌هایی که می‌خواهید بزنید، فکر کنید و ببینید بهتر است چطور آن‌ها را بیان کنید. کسانی ارتباطات موثری با دیگران برقرار می‌کنند که آهنگ و لحن صدایشان را تنظیم می‌کنند و می‌کوشند حرف‌هایشان بیشترین تاثیر را بر دیگران بگذارد.

مطالعات عصب شناسان در این باره نکات مهمی را به ما می‌آموزد، این مطالعات توصیه می‌کنند با دقت به کلمه‌هایی که دیگران به کار می‌برند، گوش دهید تا بهتر حرف‌هایشان را درک کنید. افراد در گفتارشان از حواس پنجگانه ی بینایی، لامسه، شنوایی، چشایی و بویایی استفاده می‌کنند که سه گزینه اول رایج تر است.

برای مثال، بعضی از افراد با چشم ذهنشان همه چیز را می‌بینند و می گویند: «من می‌بینم که چه می گویی؟» یا «من می‌توانم حرف‌هایت را تصور کنم». دیگران دنیای اطرافشان را از طریق حس لامسه و احساساتشان درک می‌کنند و از چنین جملاتی استفاده می‌کنند: «من احساس مثبتی دارم». افرادی که از حس شنوایی استفاده می‌کنند، می گویند: «من شنیدم چه گفتی» یا «حرف‌هایت به نظرم مشکوک می‌آید».
هرگاه با فرد یا گروهی از افراد آشنا می‌شوید، به دقت به حرف‌هایشان گوش دهید تا دریابید از چه نوع زبانی استفاده می‌کنند. اغلب، افراد در حرف‌هایشان از حس بینایی، لامسه یا شنوایی یا ترکیبی از هر سه این‌ها استفاده می‌کنند.

وقتی زبان کلامی و غیر کلامی شما با هم تناسب دارند، بیشترین تاثیر را روی فرد مقابل می‌گذارید. بنابراین، مطمئن شوید که زبان بدنتان با زبان گفتارتان تطابق دارد. اگر حرف‌هایتان را باور نداشته باشید، زبان بدنتان این را نشان می‌دهد. اغلب، وقتی فردی عصبی است یا حرف‌هایی می زند که واقعیت ندارد، زبان بدنش کاملا این را نشان می‌دهد. او برای جبران سازگاری نداشتن زبان گفتار و بدنش، دائم این پا و آن پا می‌کند، زانوهایش را تکان می‌دهد یا در حرکات بدنش اغراق می‌کند.

مرور تجربه‌ها: هنگام سخنرانی، برای آن که بیشترین تاثیر را بر مخاطبتان بگذارید، با صدای بلند و واضح حرف بزنید تا همه به راحتی صدایتان را بشنوند. بایستید و به خاطر داشته باشید که سرعت، لحن و آهنگ صدایتان بر مخاطب تاثیر می‌گذارد.

3. باور پذیری

دروغ نگویید. دانش و تجربه‌های خود را افزایش دهید و هنگام گفت و گو، از مثال‌های متعدد (اما واقعی) استفاده کنید تا نشان دهید اطلاعات زیاد و دقیقی دارید. بسیاری از ما از بچگی یاد گرفته‌ایم که موفقیت‌های مان را پنهان کنیم. اما در عرصه‌ی کار – به خصوص اگر می‌خواهید مورد توجه دیگران قرار گیرید – باید از هر فرصتی برای بیان تجربه‌ها و مهارت‌هایتان استفاده کنید، بنابراین، باید به حرف‌های دیگران توجه کنید و با استفاده از زبانی که آن‌ها به کار می‌برند، تجربه‌های خود را بیان کنید، برای مثال، اگر با حرف‌های کسی موافق هستید، بگویید: «بله، منظورت را درک می‌کنم. من هم زمانی به این نتیجه رسیدم که …»

مراقب باشید که در این کار زیاده روی نکنید. به جای آن که به فکر جواب دادن باشید، به حرف‌های دیگران با دقت گوش دهید. واضح است که می‌خواهید دستاوردهایتان را با دیگران در میان بگذارید. اما باید این کار را به شیوه ای انجام دهید که تاثیری مثبت روی آن‌ها بگذارید، نه آن که آن‌ها را از خود دور کنید. به همین اندازه مهم است که علاقه‌ی خود را به دیگران نشان دهید و به زور سعی نکنید توجه آن‌ها را جلب کنید.

مرور تجربه‌ها: حتی اگر فکر می‌کنید دیگران متوجه نمی‌شوند، از بالای شانه‌ی کسی که با او حرف می‌زنید، سرک نکشید تا دیگران را زیر نظر بگیرید. گر چه سخت است کنجکاوی‌تان را مهار کنید، اما بدانید دیگران متوجه می‌شوند و تاثیر بدی روی آن‌ها خواهید گذاشت.

4. طرز لباس پوشیدن

در اولین برخورد، لباس‌هایی که می‌پوشید می‌تواند تاثیر مثبت یا منفی بر دیگران بگذارد. بعضی از لباس‌ها تاثیر بدی روی دیگران، می‌گذارند، مثل لباس‌های بیش از حد روشن، تنگ یا جلف. لباس، تصویری از شما می‌سازد که تا ابد در ذهن بیننده می‌ماند.

آن چه می‌پوشید، به موقعیتی که در آن قرار دارید، بستگی دارد. این نکته را به خاطر بسپارید که هنگام گفت و گو، فکر کردن به لباس فرد مقابل، حواستان را پرت می‌کند.

اگر در محیطی کار می‌کنید (یا امیدوار هستید کار کنید) که رسمی نیست، آزاد هستید که هر طور دوست دارید، لباس بپوشید. اما اگر در محیطی کاملا رسمی کار می‌کنید، باید مراقب لباس پوشیدنتان باشید. آراستگی، اهمیت بسیاری دارد. سعی کنید همیشه آراسته و مرتب باشید. نگذارید زیر بغلتان از عرق تیره شود و با پیراهن چروک یا لک دار به محل کارتان نروید. نظافت و پاکیزگی در هر محیطی بسیار مهم است.

5. آرامش / اطمینان

آرامش، حاصل اطمینان است. وقتی از خواسته‌تان مطمئن هستید و خود را برای رسیدن به آن آماده کرده‌اید، احساس اطمینان می‌کنید و آن را به دیگران هم انتقال می‌دهید. این کمک می‌کند تا راحت تر با موقعیت‌های غیر منتظره کنار بیایید.

وقتی تاثیر خوبی بر دیگران می‌گذارید، راحت تر می‌توانید موقعیتتان را تثبیت کنید. به همین اندازه، تاثیر بدی را که بر دیگران می‌گذارید، به سختی می‌توانید از بین ببرید. اگر در اولین دیدار، تاثیر خوبی بر مخاطب خود بگذارید، دیگر نگران نخواهید بود که در دیدارهای آینده‌تان چطور می‌توانید این تاثیر را تغییر دهید.

 

اشتباهات رایج

• در اولین دیدار بیش از حد خود را به زحمت می‌اندازید

مدیریت افکار، مهارتی بسیار مهم است. یکی از اشتباهات رایجی که مرتکب می‌شوید، این است که اغلب، در دیدار اول، بیش از حد به خودتان فشار می‌آورید! و در ویژگی‌های شخصی‌تان اغراق می‌کنید تا خود را مطمئن نشان دهید. سعی کنید از همکاران معتمد یا دوستانتان بخواهید نظرشان را درباره‌ی رفتار و منش شما بگویند و از این روش، برای تمرین تاثیرگذاری مثبت استفاده کنید. اگر خجالت می‌کشید این کار را مقابل آن‌ها انجام دهید، مقابل آیینه تمرین کنید. آیینه هرگز دروغ نمی‌گوید!

• بر اساس حدس و احتمالات قضاوت می‌کنید

گاهی بی آن که با دیگران حرف بزنید، تصور نادرستی از انتظارات آن‌ها درباره‌ی خودتان، استعدادها و افکارتان دارید. باید تصویر درست و واقع بینانه ای در ذهنتان بسازید. اگر می‌خواهید دیگران مطلبی بدانند. راهی برای شروع گفت و گو بیابید. سعی کنید موضوعی را مطرح کنید که برای مخاطب جالب باشد. اگر موضوع دلنشین و جالبی را مطرح کنید، همیشه شما را فردی جالب و دلنشین به خاطر خواهند آورد، در غیر این صورت اصلا شما را به خاطر نخواهند آورد.

• اغراق آمیز حرف می‌زنید

وقتی موقعیت خاصی را درست تفسیر نمی‌کنید یا توجه منفی دیگران را به طرف خود جلب می‌کنید، به سختی می‌توانید از این مخمصه جان سالم به در ببرید. اگر در چنین موقعیتی قرار دارید، بهتر است به اشتباه خود اعتراف و از نو شروع کنید.

• فراموش می‌کنید که دیگران با هم ارتباط دارند

به خاطر داشته باشید، تاثیری که شما بر دیگران می‌گذارید، به افراد دیگر نیز منتقل می‌شود. هر فردی که می‌شناسید، با افراد دیگری در ارتباط است، بنابراین، اگر تاثیر خوبی روی او بگذارید، آن را به افراد دیگری که در ارتباط با او هستند، منتقل می‌کند و بعد از مدتی نتیجه و ماحصل آن را خواهید دید. اگر در موقعیتی «بی ملاحظگی» یا «پیش داوری کنید»، بلافاصله این اخبار بد همه جا پخش می‌شود. به خاطر داشته باشید که شما فقط با یک یا چند نفر رو به رو نیستید، بلکه به طور غیر مستقیم با آشنایان و اطرافیان آن‌ها نیز رو به رو هستید.

 

پیش به سوی عملکرد فوق العاده

 

حالا که مهارت‌هایتان را ارتقا داده و خود را در مسیر پیشرفت و ارتقای شغلی قرار داده‌اید، کار دیگری که باید انجام دهید این است که وقتی متوجه می‌شوید در موقعیت خوبی برای ارتقای شغلی قرار دارید، فورا از آن استفاده کنید.

این فرصت خوبی است تا بدرخشید و مهارت‌هایتان را نشان دهید، بنابراین، طوری مهارت‌ها و تجربه‌هایتان را نشان دهید که بتوانید بیشترین بهره را از آن‌ها ببرید. برای درخواست شغل جدید، دو راهکار مهم وجود دارد، نامه‌ی توضیحی درباره‌ی تجربه‌ها و سوابق کاری‌تان بنویسید و فرم درخواست را پر کنید.

 

حرکت اول: فرم درخواست را دقیق و درست پر کنید

اغلب سازمان‌ها از متقاضی‌ها می‌خواهند فرم درخواست را پر کنند. ممکن است با این روش، بعضی از متقاضی‌ها را سر بدوانند، اما به خاطر داشته باشید این فرصتی است تا تجربه‌ها و مهارت‌هایتان را نشان دهید، بنابراین، به خیال این که شاید هیچ وقت فرمتان بررسی نشود، تسلیم نشوید. برای آن که فرم درخواستتان را راحت تر پر کنید، چند کار می‌توانید انجام دهید:

  1. برای پر کردن فرم درخواستتان، به قدر کافی به خودتان فرصت بدهید. اگر شتاب زده عمل کنید، ممکن است اشتباه کنید. اگر فقط یک نسخه از فرمتان دارید، آن را کپی کنید و ابتدا کپی فرمتان را پر کنید.
    2. ببینید آخرین فرصت تحویل فرمتان چه موقع است.
  2. پیش از آن که شروع کنید، کل فرم را با دقت بخوانید تا ببینید برای نوشتن اطلاعاتتان چقدر فضا در اختیار دارید و چه اطلاعاتی را کجا باید بنویسید.
  3. به هر سوال، دقیق و درست پاسخ بدهید و حقایق را بنویسید تا کارفرما بداند چیزی را از قلم نینداخته‌اید و توضیحاتتان به واقعیت نزدیک است. به خاطر داشته باشید که فرم‌های درخواست و نامه‌های توضیحی بررسی می‌شوند تا صحت و سقم آن‌ها مشخص شود، بنابراین سعی نکنید درباره‌ی سابقه‌ی کاری‌تان غلو کنید.
  4. بعد از یکی دو روز، چرکنویس فرم درخواستتان را بخوانید، حتی بعد از این فاصله‌ی زمانی کوتاه، متوجه نکات جالبی می‌شوید. حتی بهتر است از دوست، همکار یا یکی از اعضای خانواده‌تان بخواهید فرم درخواستتان را بخوانند. وقتی اطلاعاتی که در فرم نوشته‌اید، رضایت کامل شما را جلب کردند، می‌توانید آن‌ها را به فرم اصلی انتقال دهید.
  5. از نسخه‌ی نهایی فرمتان کپی بگیرید و یا با دوربین موبایلتان یک نسخه از آن تهیه کنید! شاید یک ماه یا بیشتر طول بکشد تا برای مصاحبه با شما تماس بگیرند. بنابراین، باید اطلاعاتی را که در فرمتان نوشته‌اید، به خاطر داشته باشید.
  6. مطمئن باشید که بالاخره پاسخ درخواستتان را می‌دهند.

 

حرکت دوم: نوشتن خلاصه ای از سوابق و تجربه‌های کاری (رزومه)

چند راه مختلف برای نوشتن خلاصه ای از سوابق کاری (رزومه شغلی) وجود دارد، اما روش سنتی آن که با ذکر تاریخ است، بهتر روند موفقیت‌ها و تجربه‌های شما را نشان می‌دهد. سعی کنید روزمه تان خلاصه باشد، از تهیه رزومه‌های طولانی اجتناب کنید و به خاطر داشته باشید لازم نیست تمام کارهایی را که تاکنون انجام داده‌اید، کلمه به کلمه توضیح دهید. شاید می‌خواهید کارفرما همه چیز را درباره‌ی سوابق کاری شما بداند، اما بهتر است اطلاعات اضافی را در ملاقات حضوری بیان کنید. این کار باعث می‌شود که کارفرما وسوسه شود از شما سوال های بیشتری بپرسد. برای مثال، می‌توانید موفقیت‌ها و دستاوردهایتان و تاثیری که در کارتان داشته‌اند، توضیح دهید. اما شرح این که چگونه به این موفقیت‌ها دست یافته‌اید، به بعد موکول کنید تا بهانه ای برای گفت و گو با کارفرمایتان داشته باشید.

سعی کنید رزومه‌تان را با دقت و زیبا تهیه کنید تا خواننده سریع‌تر جذب آن شود و آن را از میان رزومه‌های فراوان انتخاب نماید. برای کسب اطلاعات بیشتر توصیه می‌کنیم در دوره آموزش رزومه نویسی شرکت کنید.

 

حرکت سوم: نامه‌ی توضیحی مفصلی بنویسید

اگر در خلاصه‌ی سوابق کاری‌تان، درخواست ارتقای شغلی داده‌اید، باید یک نامه‌ی توضیحی هم بنویسید. این روزها این نامه رسمیت کمتری دارد و بسیاری از کاربران آن را از طریق ایمیلشان می‌فرستند، اما باید بدانید که نامه‌ی توضیحی، اولین نامه ای است که مدیر یا کارفرما خواهد خواند، بنابراین، باید کامل و دقیق نوشته شود. شما از طریق نامه‌ی توضیحی‌تان می‌توانید از میان تمام متقاضیان، نظر کارفرما را جلب و زودتر در مصاحبه شرکت کنید.

نکات زیر را در تهیه نامه به کار گیرید تا بر جذابیت‌های آن بیفزایید:

1. توضیح دهید که چرا این نامه را می‌نویسید

اغلب شما درخواست شغلی را می‌دهید که پست آن خالی است. باید در نامه‌تان شرح دهید که دوست دارید به چه مقامی برسید و در همان جمله‌ی اول، توضیح دهید که چرا این نامه را می‌نویسید، می‌توانید بگویید که در کدام بخش از شرکت، متقاضی چه شغلی هستید، برای مثال بنویسید:

«با توجه به آگهی روز 22 اردیبهشت در روزنامه …، اینجانب درخواست استخدام در شغل مدیریت ….. را دارم.»

اگر کسی به شما توصیه کرده است که در آن شغل مشغول به کار شوید یا شما را به شرکت مربوطه معرفی کرده است، این موضوع را به وضوح شرح دهید:

«خانم دکتر شیرازی، مدیر منابع انسانی شرکت ….، مرا به شرکت شما معرفی کرده‌اند.»

2. علاقه‌ی خود را به استخدام در آن شغل نشان دهید

توضیح دهید که چه خدماتی انجام داده‌اید و از عملکرد و اهداف شرکت آگاه هستید. حتی اگر از کارفرمای فعلی‌تان درخواست شغل متفاوتی را دارید، باز هم می‌توانید این کار را انجام دهید. شرح دهید که می دانید شرکت با چه مشکلات و بازارهای جدیدی رو به رو است. می‌توانید با مراجعه به وب سایت شرکت، این اطلاعات مهم را به دست آورید و تمام نکات مربوط به آن‌ها را مطالعه کنید. مطبوعات نیز منبع مهم اطلاعات هستند. می‌توانید مجلات تجاری یا صنعتی را مطالعه کنید تا اطلاعات وسیع تری درباره‌ی شرکتی که مایل به همکاری با آن هستید، به دست آورید.

در آخر نیز این نکته را توضیح دهید که آگهی استخدام را خوانده‌اید و در نامه‌تان از همان زبانی استفاده کنید که در آگهی به کار رفته است. برای مثال، اگر شغلی که آگهی آن را خوانده‌اید، با عنوان «ریاست ….» مطرح شده است، در نامه خود به جای استفاده از واژه‌ی مدیر از عنوان اصلی آن شغل که در آگهی آمده است، استفاده کنید.

3. توضیح دهید که چرا شرکت به شما نیاز دارد

در همان ابتدای نامه توضیح دهید که چرا برای این شغل داوطلب شده‌اید تا نظر خواننده را جلب کنید. شرح دهید که در شغل فعلی‌تان، برای آن که شرکت به اهداف خود برسد، چه خدماتی انجام داده‌اید، برای مثال بنویسید:

«من می دانم که شرکت برای حمایت از بخش فروش و توسعه آن، می‌خواهد سایتی در اینترنت راه اندازی کند. من در شغل فعلی‌ام، در سمت مدیر فروش بین الملل، سال گذشته خدماتی انجام داده‌ام که 31 درصد فروش محصولات شرکت را افزایش داده است»

4. پیشنهاد مصاحبه بدهید

می‌توانید در نامه‌تان برای خواننده شرح دهید که چه زمان‌هایی وقتتان آزاد است و کی می‌توانید در مصاحبه شرکت کنید. اگر ترجیح می‌دهید که درخواست مصاحبه را غیر مستقیم بیان کنید، کافی است بگویید: من مشتاق هستم که در اسرع وقت برای شما توضیح دهم که چه طور می‌توانم با استفاده از دانش و تجربه‌هایم به موفقیت سازمان شما کمک کنم.

5. نکات زیر را به خاطر بسپارید

* سعی کنید نامه‌ی توضیحی‌تان مختصر و مفید باشد. اغلب، نامه‌ی توضیحی نباید طولانی تر از دو یا سه پاراگراف باشد.

* خودتان باشید. رزومه‌ی کاری، شرح مهارت‌ها و تجربه‌های حقیقی شماست. در یک نامه‌ی توضیحی خوب، شما می‌توانید توجه خواننده را به ویژگی‌ها و موفقیت‌هایتان جلب کنید و امیدوار باشید که در میان متقاضیان با شما تماس خواهند گرفت. از این که اشتیاق و علاقه‌ی شدید خود را به مقام یا شغل خاصی نشان دهید، نترسید. کارفرمایان و مدیران به دنبال متقاضیانی می‌گردند که به شغل مورد نظرشان علاقمند و مشتاق همکاری با شرکت هستند.

* سعی کنید نامه‌ی توضیحی‌تان از هر نظر حرفه ای باشید. غلط‌های املایی و نگارشی را اصلاح و رسم الخط را رعایت کنید و پیش از آن که نامه را بفرستید، بار دیگر با دقت آن را بخوانید. در صورت امکان، از شخص دیگری بخواهید نامه را برایتان بخواند.

* نامه‌تان را با حروف (یا فونت) استاندارد و خوانا تایپ کنید.

 

فراموش نکنید یک نکته مهم در مورد این جلسه وجود دارد و آن این است که اغلب افرادی که دست به کار می‌شوند تا رزومه شغلی مناسبی را برای خود دست و پا کنند، به درک جدیدی از خود و ویژگی‌هایشان می‌رسند، این نکته مهمی است و اغلب برنامه و انگیزه مناسبی به شما برای رشد و پیشرفت می‌دهد. هرگز نترسید و باور داشته باشید که در مسیر مناسبی برای ارتقا شغلی قرار دارید …

تقویت ارتباطات

فرقی نمی‌کند شغل فعلی‌تان چیست و چه اهداف شغلی دارید، همیشه می‌توانید از برقراری ارتباط با دیگران و نشان دادن توانایی‌هایتان، نفع ببرید. بازار تجارت امروزی از طریق ارتباطات اداره می‌شود. برقراری ارتباط با دیگران و نشان دادن توانایی‌هایتان مستلزم آن است که ارتباطات قوی و هدفمندی داشته باشید. بعضی از این ارتباطات دراز مدت هستند و بعضی دیگر بی نهایت به شما کمک می‌کنند تا در کارتان پیشرفت کنید. پیش از آن که بیشتر در این بحث پیش برویم، سوال های زیر را از خود بپرسید:

  • چرا با دیگران ارتباط برقرار می‌کنم؟ از این کار چه هدف‌هایی فردی یا حرفه ای دارم؟
  • کدام یک از توانایی‌هایم به من کمک می‌کنند تا حضور درخشانی داشته باشم؟
  • چه سازمانی یا شرکت‌هایی جایگاه ویژه و ارزشمندی برای ارتباطات قائل هستند؟
  • چه مقدار از وقتم را باید صرف برقراری ارتباط با دیگران کنم و چه موقع برای این کار مناسب تر است؟
  • اگر در این کار موفق شوم، چه دانسته‌ها و تجربه‌هایی کسب خواهم کرد؟

این جلسه نیز با ما همراه باشید …

 

حرکت اول: اطلاعات خود را در زمینه‌ی ایجاد شبکه‌ی ارتباطی گسترش دهید

اغلب، ما حس خوبی درباره‌ی ایجاد شبکه‌ی ارتباطی نداریم. اگر شما نیز یکی از این افراد هستید، سعی کنید به مزیت‌ها و منافعی که از طریق ایجاد شبکه‌ی ارتباطی نصیبتان می‌شود، فکر کنید. برای مثال، تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که ارتباطات خوبی دارند، خارج از شغل عادی‌شان، به فعالیت‌های حرفه ای و گروهی خاصی می‌پردازند و به دنبال فرصتی می‌گردند تا خودی نشان دهند، در شغلشان موفق تر هستند و حضور موثرتری در شرکتشان دارند.

مرورتجربه ها: به محض آن که تصمیم می‌گیرید شبکه‌ی ارتباطی‌تان را گسترش دهید، در می‌یابید که روابط شما با زندگی‌تان گره می‌خورد و تمام مدت و به طور ناخودآگاه با اطرافیانتان سر و کار دارید. وقتی با کسی ارتباط کاری برقرار می‌کنید، پیوسته به این سوال ها فکر کنید: «چه کاری می‌توانم برای او انجام دهم؟»، «چه طور می‌توانم از او کمک بگیرم؟» هر چه برای کمک و خدمت به دیگران بیشتر تلاش می‌کنید، افراد بیشتری حاضر خواهند بود با شما همکاری کنند.

 

حرکت دوم: اهداف خود را از برقراری ارتباط با دیگران مشخص کنید

دلایل بسیاری برای ایجاد شبکه‌ی ارتباطی و نشان دادن توانایی‌هایتان وجود دارد. در این جا بیشتر هدف مان گرفتن ترفیع است، اما اگر به دنبال شغل جدیدی هستید یا امیدوارید در پروژه ای بزرگ از شما حمایت شود، روابطتان با دیگران کمک بسیاری به شما خواهد کرد. اگر دقیقا بدانید چرا با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید و دنبال چه هستید، تلاشتان ثمربخش خواهد بود. وقت هر کسی محدود است، بنابراین باید ارتباطاتتان را اولویت بندی کنید.

 

حرکت سوم: از نقاط قوتتان فهرستی تهیه کنید

وقتی به دنبال ایجاد شبکه‌ی ارتباطی و ابراز توانایی‌هایتان هستید، مهم است که خود و نقاط قوتتان را بشناسید. به نکات زیر فکر کنید:

  • مهارت‌ها و توانایی‌های خاصتان.
  • دانش منحصر به فردی که دارید.
  • تجربه‌هایی که برای دیگران مفید هستند.
  • ویژگی‌های شخصیتی و باورهایی که نشان می‌دهند چه کسی هستید.

شناسایی نقاط قوتتان به شما کمک می‌کند تا اعتماد به نفستان را بالا ببرید و به خاطر داشته باشید که دیگران هم تجربه‌های با ارزشی دارند که می‌توانند در اختیار شما بگذارند.

مرور تجربه‌ها: هرگز از موضع ضعف با دیگران ارتباط برقرار نکنید. برقراری ارتباط از موضع قدرت – و این که همیشه تجربه‌های مثبتی برای دیگران داشته باشید – به این معناست که باعث آزار دیگران نشوید. پیش از آن که به کمک کسی نیاز پیدا کنید، تا جایی که می‌توانید با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید. اگر افراد بیشتری را دور و بر خود جمع کنید و هر کاری که از دستتان بر می‌آید برای آن‌ها یا سازمانی که در آن کار می‌کنید انجام دهید، در آینده افراد بیشتری می‌توانند کمکتان کنند.

 

حرکت چهارم: فهرستی از سازمان‌ها و موقعیت‌های مفید تهیه کنید

به محض آن که به اهداف کلی‌تان پی بردید و فهمیدید که باید چه خدماتی به دیگران بدهید، شروع به شناخت افرادی کنید که می‌توانند کمکتان کنند.

ابتدا ببینید چه افراد یا سازمان‌هایی می‌توانند در شغل یا پروژه‌ی مهمی که در دست دارید، کمکتان کنند. به دنبال گروه‌های مشترک المنافع ویژه باشید، به این گروه‌ها نزدیک و درگیر فعالیت‌هایشان شوید.

خود را در اتاقتان زندانی نکنید و تصور نکنید سرانجام کسی از راه می‌رسد و سراغتان می‌آید. اگر می‌خواهید در محل کار فعلی‌تان شبکه‌ی ارتباطی ایجاد کنید، ببینید در میان کارکنان، آیا گروه‌های مشترک المنافع یا گروه‌های اجتماعی وجود دارد. اگر چنین گروه‌هایی وجود نداشت، خودتان دست به کار شوید! در میان همکارانتان به تحقیقات تجاری بپردازید و اگر مایل بودند شما را همراهی کنند، از آن‌ها بخواهید به افرادی که نمی‌شناسید، معرفی‌تان کنند تا شبکه‌ی ارتباطی‌تان گسترده تر شود. همچنین در انجمن‌های مختلف شرکت کنید. از سوال پرسیدن و پیشنهاد دادن خجالت نکشید.

 

حرکت پنجم: فهرستی از ارتباطاتتان تهیه کنید

دلایل برقراری شبکه‌ی ارتباطی‌تان را به خاطر بسپارید و از افرادی که می‌شناسید و می‌توانند کمکتان کنند، فهرستی تهیه کنید. این فهرست را بر این اساس که چه کسی می‌تواند بیشتر کمکتان کند، اولویت بندی کنید. به افرادی که در گذشته کمکشان کرده‌اید و افرادی که نمی‌توانند خودشان به طور مستقیم کمکتان کنند، بلکه کسانی را می‌شناسند که برایتان مفید هستند، فکر کنید. وقتی با هر یک از این افراد صحبت می‌کنید، از آن‌ها بپرسید آیا کسی را می‌شناسند که بتواند کمکتان کند. به این ترتیب، شبکه‌ی ارتباطی‌تان گسترده تر می‌شود.

 

حرکت ششم: برای کارهایی که می‌خواهید انجام دهید، برنامه ریزی کنید.

از سازمان‌ها، موقعیت‌ها و ارتباطتان فهرستی تهیه کنید و برای برقراری ارتباط مناسب با آن‌ها برنامه ریزی کنید. تصمیم بگیرید که در طول روز، با چه کسانی در ارتباط باشید، در چه جلسات و سمینارهای سازمانی شرکت کنید و غیره. یک جدول ساعت کار روزانه و هفتگی برای تماس گرفتن با افرادی که در فهرستتان هستند، تهیه کنید.

 

حرکت هفتم: با دیگران قرار ملاقات بگذارید و در مجالس مختلف شرکت کنید

حالا وقت آن است که ارتباط تلفنی و ایمیلی را کنار بگذارید و با افرادی که می‌شناسید، قرار ملاقات بگذارید. دیدار با این افراد و شرکت در مجالس مختلف، بهترین راه برای گسترش شبکه‌ی ارتباطی‌تان است. پیش از دیدار با آن‌ها، نگاهی به فهرست نقاط قوتتان بیندازید و ببینید چرا در وهله‌ی اول می‌خواستید با آن‌ها ارتباط داشته باشید و توانایی‌های خود را نشان دهید. تمام این‌ها کمک می‌کند تا از موفقیتتان تصویر واضحی در ذهن خود بسازید و هرگونه شک و تردید را از خود دور کنید. دوستانه و حرفه ای رفتار کنید و از همه مهم تر، خودتان باشید.

 

حرکت هشتم: توانایی‌های خود را نشان دهید

ابزار توانایی‌هایتان و ایجاد شبکه‌ی ارتباطی، دست به دست هم می‌دهند تا به موفقیت برسید. هر یک از این عوامل، مکمل و لازم و ملزوم هم هستند. روشی که برای ابراز توانایی‌هایتان استفاده می‌کنید، بستگی به اهداف فردی‌تان دارد. اما به این قانون کلی توجه کنید که خود را به منزله‌ی کالایی با مارکی خاص در نظر بگیرید، برای مثال، وقتی بازرگانان محصولاتشان را در بازار عرضه می‌کنند، به دنبال پیشنهاد فروش انحصاری هستند. یک پیشنهاد ابتکاری و مناسب که از طریق آن بتوانند کالا یا خدماتشان را عرضه کنند. این پیشنهاد باید حاوی این پیام باشد: «محصولات ما را بخرید و از مزایای ویژه‌ی آن بهره مند شوید»

وقتی توانایی‌های خود را عرضه می‌کنید، باید از همین قانون استفاده کنید و ببینید مشتری‌هایتان چه کسانی هستند و به دنبال یک پیشنهاد فروش انحصاری باشید. در فهرستی که از نقاط قوتتان تهیه کرده‌اید، نکات مهم و کلیدی بسیاری وجود دارد. بهترین پیشنهاد فروش انحصاری، کوتاه و جالب توجه است. برای مثال: «من می‌توانم مشکلاتم را سریع و خلاصه حل کنم» یا «من خیلی خوب می‌توانم گروهی را مدیریت کنم» اگر ارتباطتان را با نزدیکان خود حفظ کنید، آن‌ها می‌توانند پیشنهادات خوبی به شما بدهند.

 

حرکت نهم: به مراحل پیشرفتتان توجه کنید

این ایده‌ی بسیار خوبی است که به مراحل پیشرفتتان توجه کنید و ببینید دقیقا کجای برنامه‌ی کاری‌تان قرار دارید. برای این کار به یک دفترچه و برنامه ریزی ساده نیاز دارید. این کار کمک می‌کند تا در صورت لزوم، از همراهی فرد دیگری بهره مند شوید. کسی که می‌تواند دوست، یکی از اعضای خانواده، رئیس، راهنما یا مشاور شغلی باشد. وقتی مسئولیت‌های مان را با فردی معتمد تقسیم می‌کنیم، راحت تر می‌توانیم راه پیشرفت را طی کنیم. این بی نهایت به نفع ماست که موفقیت‌های مان را با دیگران سهیم شویم.

 

حرکت دهم: همیشه بگویید «متشکرم»

وقتی با افراد مختلفی ارتباط برقرار می‌کنید، آن‌ها اطلاعات، فرصت‌ها و ارتباطات ارزشمندی را در اختیارتان می‌گذارند. در دفترچه‌تان، از افرادی که لطفی در حقتان کرده‌اند، فهرستی تهیه کنید و برای هر یک، نامه‌ی تشکر کوتاهی بنویسید و آن را از طریق پست یا ایمیل ارسال کنید. انسان‌ها همیشه دوست دارند به کسانی که قدر محبت‌ها و کمک‌هایشان را می‌دانند، کمک کنند.

 

حرکت یازدهم: صبور باشید!

ایجاد شبکه‌ی ارتباطی، کاری دراز مدت است. متخصصان شبکه‌ی ارتباطی را «سرمایه‌ی اجتماعی» توصیف می‌کند. شاید یک شبه نتایج برقراری این روابط را نبینید و مجبور شوید بیش از آن چه به دست می‌آورید، از دست بدهید، اما صبور باشید! چون با گذشت زمان، شبکه‌ی روابط اجتماعی‌تان یکی از با ارزش‌ترین دارایی‌های شما خواهد بود.

انحراف: توجه کنید که سعی نکنید با ایجاد شبکه‌های مجازی متعدد و گسترش فعالیت‌های مجازی خودتان این تصور غلط را ایجاد کنید که دارای یک شبکه‌ی ارتباطی هستید! شبکه‌های مجازی تنها زمان، بالاترین سرمایه شما را از بین برده و جز انحرافات بسیار هیچ ثمره دیگری برای شما نخواهند داشت. زمان و تلاشی را که به رایگان وقف گسترش آن‌ها می‌کنید به شبکه واقعی بیاورید و بر مهارت‌ها و توانایی‌های خود بیفزایید.

 

مشورت و تفکر

 

همان طور که در جلسه قبل توضیح دادیم، در محیط کار برقراری ارتباطات مفید با دیگران، فرصت‌های بسیار خوبی در اختیارتان قرار می‌دهد و هرگاه بخواهید پله‌های ترقی را طی کنید، می‌توانید از این افراد کمک بگیرید. علاوه بر ایجاد روابط گسترده، باید در محیط کار یا خارج از آن، با افراد ماهر و خبره نیز ارتباط داشته باشید. افراد خبره و ماهر تجربه‌های بسیار خوبی در اختیارتان می‌گذارند و در موقعیت‌های بحرانی و سخت می‌توانند مشوقتان باشند.

این روش مناسب و عاقلانه ای نیست که همیشه از رئیستان (یا فرد دیگری که همکارتان است) انتظار داشته باشید از شما حمایت کند، به خودتان و همکار دیگری که مثل شما دنبال ترفیع است، بگویید رئیستان نمی‌تواند همیشه و همه وقت به شما کمک کند. ممکن است حتی ارتباط خوبی با رئیستان نداشته باشید و نگران باشید که این، باعث شود به درخواست ترفیعتان ترتیب اثر داده نشود. این جا است که به کمک فردی با تجربه و خبره نیاز خواهید داشت.

مشاور باتجربه می‌تواند مسیر موفقیت را به شما نشان دهد و کمکتان کند تا با بینش و آگاهی لازم به موفقیت‌های آینده دست یابید. همچنین می‌تواند در موقعیت‌های بحرانی و هنگام تصمیم گیری‌های دشوار، توصیه‌های مفیدی به شما بدهد. ادامه‌ی ارتباط و همکاری با مشاوری خبره و باتجربه کمکتان می‌کند تا به اهداف شغلی مورد نظرتان برسید.

حرکت اول: به سوال های متداولی که باید درباره‌ی مشاورتان بپرسید، فکر کنید

1. آیا من می‌توانم به مشاورم اطمینان کنم و حرف‌های محرمانه‌ام را با او در میان بگذارم؟

باید بتوانید. اگر کسی را نداشته باشید که سوال های تان را از او بپرسید – سوال هایی که خجالت می‌کشید با رئیستان در میان بگذارید – چه طور می‌توانید تجربه کسب کنید و درس بیاموزید؟ ارتباط با مشاوری با تجربه و خبره، بر پایه‌ی اعتماد و گفت و گوی آزاد است. اگر تصمیم گرفته‌اید با مشاوری خبره ارتباط داشته باشید، از همان ابتدا به وضوح بگویید که دوست دارید همه چیز را با او در میان بگذارید تا هر دو این موضوع را به خاطر بسپارید.

2. اگر کسی در شرکت نباشد راهنمایی‌ام کند، چه؟

مشاور شما می‌تواند جای دیگری باشد. او ممکن است همکار فعلی یا سابقتان یا حتی کسی باشد که در سمینار یا در گروه دیگری با او آشنا شده‌اید. شما می‌توانید بیش از یک مشاور داشته باشید. مهم نیست که مشاور شما در محل کارتان باشد. او می‌تواند غیر مستقیم بر کارهای شما نظارت کند و تجربه و بینشی را که به آن نیاز دارید، در اختیارتان قرار دهد.

3. آیا من باید برای این خدمات پول بپردازم؟

نه، اکثر افراد دوست دارند نقش مشاور را ایفا کنند و فردی با تجربه و ارزشمند شناخته شوند. کسانی که در شغلشان بی نهایت موفق هستند، دوست دارند به افرادی که تازه اول راه هستند، کمک کنند. طبیعی است که بعضی از افراد کمتر تمایل دارند به دیگران کمک کنند، البته سعی نمی‌کنند کسی را برنجانند. این یک نوع طرز فکر است، پس به خود نگیرید.

4. آیا من هم می‌توانم مشاور باشم؟

البته، ممکن است هنوز پله‌های ترقی را آن قدر طی نکرده و تجربه نداشته باشید که در جایگاه مشاور از شما استفاده کنند، اما شما هم می‌توانید توصیه‌ها و اطلاعات مفیدتان را با دیگران در میان بگذارید و با موفقیت از عهده‌ی این نقش بربیایید. بسیاری از سازمان‌ها به مشاوران خبره‌ی خود به اندازه‌ی مدیران بها می‌دهند. اگر بتوانید به خوبی از عهده‌ی این نقش برآیید، دیگران متوجه می‌شوند و در دراز مدت، این به نفعتان خواهد بود.

حرکت دوم: دریابید که از ارتباط با مشاور چه می‌خواهید؟

در عرصه‌ی کار، اگر دقیقا بدانید چه می‌خواهید و به دنبال چه هستید، به نتایج بهتری دست می‌یابید، برای مثال آیا شما:

  • در شرکت خاصی دنبال مشاوری می‌گردید تا شغل خاصی را به دست آورید؟
    • برای کسب مهارت‌های شغلی جدید، به کمک و راهنمایی نیاز دارید؟
    • برای ورود به محفل افراد با نفوذ شرکتتان، به کسی نیاز دارید که معرفی‌تان کند؟

پاسخ به این سوال ها به شما کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید آیا در شرکت، کارگروه یا شغلتان به مشاور و راهنما نیاز دارید یا نه.

مرور تجربه‌ها: فکر نکنید که ارتباط با مشاور باعث می‌شود که به راحتی آب خوردن به اطلاعات مفید و مورد نیازتان دست یابید. شما هم در جایگاه فردی که دریافت کننده‌ی اطلاعات است، نقش مهمی در این ارتباط دارید و مشاور نیز باید در وضعیتی قرار داشته باشد که بتواند اطلاعات مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهد.

به همین اندازه مهم است که فکر کنید چه کسی فرد مناسبی برای راهنمایی و هدایت شما است. اگر به دنبال کسی می‌گردید که فقط شما را تحسین کند و حتی تقاط ضعف و اشتباهاتتان را به روی شما نیاورد، مطمئن باشید با دست خود باعث سرنگونی‌تان خواهید شد. فردی را انتخاب کنید که با زبانی تلخ و محکم شما را نقد کرده و البته راه حل‌های مناسبی جلوی پای شما قرار دهد. از طرف دیگر باید فکر کنید که آیا خود شما فرد مناسبی برای این نوع ارتباطات هستید یا نه. در این ارتباط چه وظیفه ای دارید؟ برای مثال:

  • آیا موظف هستید که به اندازه‌ی ترقی در شغلتان، در این نوع ارتباط هم کوشا باشید؟
    • چه چیزی یک مشاور را آن قدر خوشحال می‌کند که باعث می‌شود وقت و انرژی‌اش را صرف کمک کردن به شما کند؟
    • آیا به نظریه‌های کارشناسانه‌ی مشاورتان به دقت گوش می‌دهید و به توصیه‌های او عمل می‌کنید یا در برابر راهنمایی‌هایش مقاومت می‌کنید؟

مرور تجربه‌ها: یافتن یک مشاور خوب و با تجربه همان چیزی است که کلید اصلی در موفقیت و ترقی شغلی شما را به همراه خواهد آورد. شاید با این پیشنهاد در کشور ما مخالفت شود و عده ای بگویند، بی خیاااال بابا!!! مشااااور چی؟؟! اما این گونه نیست و دقیقا این نکته فرق همان عده‌ی معدودی است که پیشرفت می‌کنند و در شغل خود ارتقا پیدا می‌کنند و کسانی که یک جا نشسته و مداوم نقدددددد!!!!!! می‌کنند.

حرکت سوم: به دنبال مشاور خوب بگردید

تا با یک راهنما یا مشاور کار نکنید، نمی‌توانید درک کنید که به کار بستن توصیه‌های او چقدر حیاتی و کارساز است. اگر تصمیم گرفته‌اید از ارتباط با مشاوری خبره بهره مند شوید، باید فرد مناسبی را پیدا کنید. به اطرافیانتان بگویید که در زمینه‌ی شغلتان، به دنبال مشاوری خبره و با تجربه می‌گردید و می‌خواهید از راهنمایی‌هایش استفاده کنید.

بعد بررسی کنید که آیا در شرکتتان مشاوری به طور رسمی مشغول به کار است و اگر چنین کسی وجود دارد، به رئیستان بگویید که دوست دارید با او ارتباط داشته باشید. ویژگی‌ها و شایستگی‌های مشاوران از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است. اگر در شرکتی که در آن کار می‌کنید، مشاوری وجود ندارد، در سازمان یا شرکت دیگری به دنبال مشاور بگردید. شبکه‌ی ارتباطی‌تان را گسترش دهید و ذهنتان را فعال کنید، برای مثال، می‌توانید در بخشی که در آن مشغول به کار هستید، انجمن، اطرافیان یا انجمن‌های دانشگاهی به دنبال مشاور بگردید.

حرکت چهارم: با مشاورها مصاحبه کنید!

این کاملا منطقی است که فهرستی از مشاوران که پیدا کرده‌اید تهیه و از میان آن‌ها، بهترین گزینه را انتخاب کنید. شاید جوگیر شوید و بخواهید با آن‌ها مصاحبه ای هم ترتیب دهید، اما توجه کنید که باید جلوی این جوگیر شدنتان را بگیرید و کمی مدارا!!! کنید. پرسیدن چند سوال و فهمیدن این موضوع که مشاوران انتخابی می‌توانند به شما کمک کنند، لازم و ضروری است، اما از آن جهت که شما پولی! نمی‌خواهید پرداخت کنید، انجام اشتباه این کار می‌تواند به از دست دادن یک مشاور خوب بیانجامد. پس سعی کنید مشکلات و شرایط خود را توضیح دهید و به دنبال راهکار باشید. این که خیلی بخواهید جلوی دست و پای طرف را بگیرید و مداوم از وی سئوالات متعددی بپرسید، هم باعث پایین آوردن جایگاه خودتان می‌شود و هم مشاور از دست شما فراری خواهد بود!

حرکت پنجم: قوانینی تعیین کنید

وقتی مشاور مورد نظرتان را انتخاب کردید، خوب است که در ارتباطاتتان اصولی را تعیین کنید. وقتی این اصول و قوانین را تعیین کردید و هر دو آن را پذیرفتید، اکنون می‌توانید با خیالی آسوده بر وظایفتان تمرکز کنید، برای مثال، از خودتان بپرسید:

  • چه موقع شما و مشاورتان باید با هم قرار ملاقات بگذارید؟
    • آیا مشاورتان ترجیح می‌دهد که در محیط کار به شما تلفن بزند یا در خانه‌اش؟
    • بعد از چه مدتی باید در ارتباطاتتان تجدید نظر کنید؟
    • چطور می‌توانید اختلاف‌هایتان را حل کنید؟
    • اگر یکی از اهداف شما این است که با افرادی آشنا شوید که در پیمودن پله‌های ترقی کمکتان کنند، چه چیزی باعث می‌شود که مشاورتان آن قدر به شما اعتماد کند که شما را به جمع افراد با نفوذ و قدرتمند معرفی کند؟

توجه کنید که این پیشنهاد مساوی با تهیه یک نوشتار بلند بالا و یا یک قرارداد چند صفحه ای نیست! هرگز نباید چنین کاری را انجام دهید. این موضوع ممکن است تنها به چند پرسش و پاسخ محدود شود:

– این که مثلا راحت‌ترین روشی که می‌پسندید من با شما ارتباط برقرار کنم چیست؟

– چه ساعاتی برای برقراری ارتباط راحت تر هستید؟

– آیا گردهمایی یا برنامه خاصی دارید که من هم بتوانم در آن شرکت کنم و چند دقیقه ای با شما به صحبت بنشینم؟

مراقب باشید که همه این موارد به درک و هوشمندی شما باز می‌گردد، شما به راحتی می‌توانید یک مشاور را از خود فراری و یا جذب کنید …

حرکت ششم: خود را مشاور فرض کنید

وقتی تجربه‌ی پایینی در گرفتن مشاوره و یا انتخاب یک مشاور دارید، باعث می‌شود حرکات و یا درخواست‌هایی بکنید که بسیار عجیب و به دور از واقعیت است. سئوالاتی بپرسید و یا چیزهایی درخواست کنید که باعث خنده مشاور و یا کوچک شدن شما شود. در چنین شرایطی کافی است خود را در نقش یک مشاور خبره ببینید و از خود بپرسید: «اگر من چنین مواردی را با یک مشاور خبره مطرح کنم، برخورد او چگونه خواهد بود» به احتمال زیاد همانجا متوجه اشتباهات خود خواهید شد. همیشه سعی کنید خود را به جای طرف مقابلتان قرار دهید و ببینید در مقابل چنین درخواستی از جانب شما چه عکس العمل احتمالی خواهد داشت.

 

در پایان این جلسه باور داریم، تفکر روی همه موضوعات عنوان شده در این جلسه باعث پیشرفت و ترقی شما خواهد شد. امیدواریم بهترین و هوشمندانه‌ترین استفاده را از آن ببرید.

 

موفقیت در صندلی جدید

تبریک می گوییم! مسیر شما برای رسیدن به ارتقای شغلی، موفقیت آمیز بوده است و حالا پشت صندلی جدید نشسته‌اید. اکنون در شرکت خودتان و یا در شرکتی دیگر، مسئولیت‌های بیشتری را عهده دار هستید. طبیعی است که هیجان زده باشید، اگر چه ممکن است کمی هم در درونتان احساس ترس کنید، به خصوص اگر در گذشته عضو گروهی بوده‌اید که اکنون ریاست آن بر عهده‌ی شماست.

اما با وجود قوانین وضع شده ای که باید از آن‌ها پیروی کنید، دلیلی ندارد که به آسانی بر این ترس‌ها غلبه نکنید. شغل جدیدتان به شما این امکان را می‌دهد که در کارتان پیشرفت کنید و به موفقیت برسید. این جلسه شما را با قوانینی کلی آشنا کرده و کمک می‌کنیم تا در این مرحله‌ی جدید از زندگی کاری‌تان، راه پیشرفت را آسان تر طی کنید.

حرکت اول: به چند سوال خود پاسخ دهید

1. من نگران هستم که نتوانم از عهده‌ی شغل جدیدم بربیایم. چطور می‌توانم بر این نگرانی‌هایم غلبه کنم؟

این طبیعی است که در این مرحله چنین احساسی داشته باشید و بیشتر افراد وقتی با تغییری جدید مواجه می‌شوند، همین حس را دارند. سعی کنید بر نگرانی‌هایتان مسلط باشید، چون نداشتن اعتماد به نفس، بر مراحل پیشرفت و موفقیتتان تاثیر می‌گذارد. مثبت فکر کنید و دائم مهارت‌ها و شایستگی‌هایتان را به خود یادآوری کنید. به هر حال، شرکت یا سازمانی که در آن کار می‌کنید، از توان و شایستگی‌های شما آگاه است و گرنه هرگز شما را برای این شغل انتخاب نمی‌کردند! به سلامت خود اهمیت بدهید. خوب استراحت و ورزش کنید تا احساس نشاط و سرزندگی کنید و برای رویارویی با هر مشکلی آماده باشید.

2. آیا احتمال دارد شغل جدیدم روی زندگی خانوادگی‌ام تاثیر بگذارد؟

بله، کمابیش تاثیر می‌گذارد. به دست آوردن شغل جدید، استرس زا است و ممکن است مسئولیت‌ها و مشکلات جدیدی را در پی داشته باشد، بنابراین، باید خود را از قبل آماده کنید و این حقیقت را بپذیرید که زندگی‌تان در مقایسه با قبل دشوارتر خواهد شود. در وهله‌ی اول، با خانواده و دوستانتان صحبت کنید و این مسائل را با آن‌ها در میان بگذارید. وقتی با تغییرات و مشکلات ناشی از شغل جدیدتان دست و پنجه نرم می‌کنید، اگر از قبل با اعضای خانواده و دوستانتان صحبت کرده باشید، آن‌ها از شما حمایت خواهند کرد و کمکتان می‌کنند تا کمتر حواستان پرت شود و بیشتر بر کارتان تمرکز کنید.

3. آیا باید شخصیت و رفتارم را در محیط کار تغییر بدهم؟

نه، لزومی ندارد، اما باید رفتارتان را با طرز فکری که درباره‌ی شغلتان دارید، تطبیق دهید. برای آن که گروهی را مدیریت کنید، باید از جزئیات فاصله بگیرید و تصویر بزرگ و واضحی از کارهای که باید انجام دهید و اتفاق‌هایی که ممکن است با آن‌ها رو به رو شوید، بسازید تا بتوانید درباره‌ی رفتار و عملکردتان تصمیم بگیرید. به جای آن که خود را درگیر وظایف فردی پیش پا افتاده کنید، (کاری که قبلا در جایگاه یکی از اعضای واحد می‌کردید) سعی کنید دیدگاهی وسیع و هدفمند داشته باشید. اگر یاد بگیرید به جای جنگل، درخت‌ها را ببینید، طبیعتا می‌توانید در موقعیت‌های متفاوت، رفتاری مناسب داشته باشید.

حرکت دوم: درباره‌ی شغل جدیدتان تحقیق و برنامه ریزی کنید

اولین کاری که باید انجام دهید این است، اگر در شرکت جدیدی به ارتقای شغلی دست یافته‌اید، اطلاعات جامعی درباره‌ی شغل جدیدتان و بخشی که باید در آن کار کنید و هر موضوع دیگری که به ذهنتان می‌رسد، کسب کنید. اگر در همان شرکتی که کار می‌کردید، ترفیع گرفته‌اید، از قبل اطلاعات بسیاری خواهید داشت، اما در هر صورت، درباره‌ی اتفاق‌هایی که ممکن است رخ دهد، پیش داوری نکنید و خود را به کارها و خدماتی که در گذشته انجام می‌دادید و عملکرد روسای قبلی‌تان محدود نکنید.

با توجه به تمام این اطلاعات، سعی کنید از قبل دست کم یک برنامه ریزی آزمایشی برای خود داشته باشید، چون وقتی به مقام جدید منصوب می‌شوید، این کار سخت تر می‌شود، برای مثال، می‌خواهید به چه موفقیت‌هایی دست یابید؟ باید چه تغییراتی در خود ایجاد کنید تا بتوانید خود را با تقاضاهای جدید وفق دهید؟ صادقانه به نقاط ضعف و قوت خود فکر کنید. چطور می‌توانید از توانایی‌ها و تجربه‌هایتان نهایت بهره را ببرید و محدودیت‌ها و ضعف‌هایتان را جبران کنید؟

حرکت سوم: در فعالیت‌های واحدتان شرکت کنید

وقتی در شغل جدید شروع به کار می‌کنید، ابتدا به اولویت‌هایتان توجه کنید. شما باید بدانید:

  • بخش، کارگروه و واحدی که در آن کار می‌کنید، چه اهدافی دارد.
  • چه کارهایی تا به حال انجام شده است.
  • واحد یا بخشی که در آن کار می‌کنید، اکنون در چه وضعیتی است.
  • کدام یکی از انتظارات مشتری‌ها باید برآورده شود.

به محض آن که در شغل مدیریت منصوب شدید، زیردستان را جمع کنید و خود را به آن‌ها معرفی کنید و بعد با تک تک آن‌ها قرار ملاقات خصوصی بگذارید. بهتر است این ملاقات‌ها تا جایی که امکان دارد، دوستانه و غیررسمی باشند. هر قدر که لازم بود برای این کار وقت بگذارید و برای گفتگوهایتان چارچوب مشخصی را تعیین کنید. با دقت به حرف‌های آن‌ها گوش دهید و درباره‌ی زندگی شخصی‌شان نیز اطلاعات کسب کنید. مهم است که از تک تک آن‌ها بپرسید: برای آن که به شما کمک کنم تا کارتان را بهتر انجام دهید، چه کاری باید یا نباید انجام دهم.

مرور تجربه‌ها: گوش دادن – و توجه کردن – به نگرانی‌های زیردستانتان، یکی از وظایف مهم شما در نخستین روزهایی است که به شغل جدید منصوب می‌شوید. مفهومش این نیست که باید به آن‌ها قول بدهید تمام نگرانی‌هایشان را برطرف خواهید کرد. اما اگر شما هم این نگرانی‌ها را با روسایتان در میان بگذارید، مسلما در آینده در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت. شما باید پذیرای انتقادهای زیردستانتان باشید و آن‌ها را رفع کنید.

حرکت چهارم: برای رسیدن به «موفقیت‌های کوتاه مدت» برنامه ریزی کنید

در مرحله‌ی بعد باید برای اهدافی که سریع و آسان می‌توانید به آن‌ها برسید، برنامه ریزی کنید. این کار به بالا رفتن اعتماد به نفس و احساس امنیت خاطرتان کمک می‌کند. دستیابی به این موفقیت‌ها، شما را از شر فشاری که تحمل می‌کنید، خلاص می‌کند و تاثیر مثبتی روی شما می‌گذارد و زمینه‌ی مناسب آشنایی با افراد دیگر را فراهم می‌کند. اگر در شرکت یا سازمان جدیدی مشغول به کار هستید، برای رسیدن به موفقیت‌های کوتاه مدت، باید به انجام دادن کارهایی بپردازید که در گذشته در آن‌ها موفق بوده‌اید (برای مثال، راه اندازی بخش فروش اینترنتی). در اولین فرصت با مافوقتان قرار ملاقات بگذارید، یک جلسه‌ی معارفه با کارکنان و مشتری‌ها (داخلی و خارجی) ترتیب دهید یا حتی اعضای واحدتان را برای صرف شام، به رستوران دعوت کنید.

حرکت پنجم: دریابید که دیگران چه انتظاراتی از شما دارند

شاید آن قدر خوش شانس باشید که تمام جزئیات مربوط به شرح وظایف و شغل جدیدتان را در اختیار داشته باشید، اما باز هم باید اطلاعات بسیاری درباره‌ی وظایف و اولویت‌هایتان، کارهایی که در محیط جدید پذیرفته شدنی یا پذیرفته نشدنی هستند و رعایت ضوابط در ارتباط با رئیس، همکاران، مشتری‌ها و افراد دیگر کسب کنید. از پرسیدن سوال هایی که این مسائل را برایتان روشن می‌کنند، نترسید و بعد با خودتان صادق باشید. آیا می‌توانید بر اساس این معیارها رفتار کنید؟ در غیر این صورت، چه باید بکنید، از چه کسی می‌توانید کمک بگیرید و به چه قیمتی باید این کار را انجام دهید؟

حرکت ششم: نشان دهید که خود را موظف می دانید که به رشد و پیشرفت تک تک اعضای واحدتان کمک کنید

در همان ملاقات‌های اولیه با اعضای واحدتان، به اهداف، امیدها و آرزوهایی که هر کدام نسبت به آینده‌ی شغلی‌شان دارند، پی می‌برید. قانون مدیریت این است که به اعضای واحدتان بگویید که برای تحقق اهداف و آرزوهایشان تلاش می‌کنید. برای این کار باید نیازهای آموزشی آن‌ها را تامین کنید، مرتب و دائم جلساتی با تک تک اعضای واحد داشته باشید، اهداف خاصی را مشخص کنید و عملکرد هر یک از اعضا را برای تحقق این اهداف، ارزیابی کنید. خود را جای اعضای واحدتان بگذارید. از اضافه کاری‌ها و تلاش‌هایی که می‌کنند، قدردانی کنید. با دقت به حرف‌هایشان گوش دهید و با سخاوتمندی به عملکرد خوب و موفقیت‌هایشان پاداش بدهید. نکته این جا است که وقتی به زیردستان نشان می‌دهید که در مقام یک رئیس، طرفدار آن‌ها هستید و برای حمایت از آن‌ها از تمام قدرت و اختیارتان استفاده می‌کنید، اعتماد آن‌ها را جلب می‌کنید و عملکرد کل واحدتان رو به پیشرفت خواهد رفت.

حرکت هفتم: الگوی خوبی باشید

رئیس خوب، الگوی بسیار خوبی است، بنابراین، لازم به ذکر نیست که شما باید الگوی خوبی برای تک تک اعضای واحدتان باشید، معیارها و ضرب الاجل مشخصی را برای کارها و رسیدن به اهداف تعیین کنید و توانایی خود را در تحقق اهداف واحد نشان دهید. سعی کنید از لحاظ ظاهر، طرز رفتار و ارتباطات دوستانه و گرمتان، الگوی تمام زیردستانتان باشید.

مرور تجربه‌ها: در تمام محیط‌های کاری همیشه کسی هست که از کارکردن با او بیزارید. پیش از آن که مدیر شوید، اگر همکار دردسرسازی داشته‌اید، باید خیلی تلاش کنید تا در محیط کار رابطه‌ی دوستانه ای با او داشته باشید. رئیس بودن به این معنا نیست که باید عاری از هر عیب و خطایی باشید، بلکه باید بی نهایت مراقب حرف‌هایی که به همکارانتان می‌زنید، باشید. حتی اگر دلتان می‌خواهد سر همکارتان فریاد بزنید از بیان حرف‌های توهین آمیز درباره‌ی او خودداری کنید. همچنین مراقب گفت و گوهای خود در محیط کار باشید، چون ممکن است کسی اتفاقی حرف‌های شما را بشنود. عادی و منطقی رفتار کنید و در صورت امکان، تا بازگشت به خانه صبر کنید و اگر لازم شد ناراحتی‌ها و عصبانیت‌هایتان را با کسی در میان بگذارید که در محیط کارتان حضور ندارد، مثل همسر، دوستان، اعضای خانواده و …

حرکت هشتم: دائم دارایی‌تان را بررسی کنید

در پایان اولین هفته‌ی کاری‌تان، مسائلی را که باید به آن‌ها توجه کنید، شناسایی و برای هفته‌ی آینده برنامه ریزی کنید. عادت کنید که هر هفته کمی از وقتتان را به مرور کارهای هفته آینده و برنامه ریزی اختصاص دهید. اجازه ندهید اشتباهاتتان باعث تردید و دودلی‌تان شوند، هر کسی مرتکب اشتباه می‌شود. تنها نکته‌ی مهمی که باید به خاطر داشته باشید، این است که مدیران خوب از اشتباهاتشان درس می‌گیرند، در حالی که مدیران بد، اشتباهاتشان را تکرار می‌کنند.

اشتباهات رایج

• زیر بار تعهداتی می‌روید که ممکن است انجامشان سخت یا غیرممکن باشد

در مرحله‌ی معرفی و برقراری ارتباط با همکارانتان، وسوسه می‌شوید قول‌هایی به اعضای واحدتان، رئیستان یا مشتری‌هایتان بدهید تا تاثیر مثبتی بر آن‌ها بگذارید. اما به خاطر داشته باشید که بر اساس قول‌هایی که به آن‌ها پایبند بوده‌اید و انجامشان داده یا نداده‌اید، درباره‌ی شما قضاوت می‌کنند، بنابراین، وقتی قولی می‌دهید، احتیاط کنید. بهتر است زیر بار قول‌ها و تعهداتی بروید که از عهده‌ی انجامشان بر می‌آیید.

• بر مبنای نخستین تاثیری که هر کس روی شما گذاشته است، با او ارتباط برقرار می‌کنید

این رایج است که می گویند اولین تاثیری که هر کس بر دیگری می‌گذارد، بسیار مهم و تاثیرگذار است، اما اغلب حقیقت ندارد. هر چه بیشتر اطرافیانتان را می‌شناسید، درک شما از آن‌ها و محیط پیرامونتان به طور جالب توجهی تغییر می‌کند – به خصوص اگر در شرکت جدیدی مشغول به کار شده‌اید و تحت تاثیر چهره‌های دوستانه‌ی همکارانتان در چند هفته اول قرار گرفته‌اید – بنابراین، خود را درگیر ارتباط با افرادی نکنید که بعدها متوجه می‌شوید شناختی از آن‌ها نداشته‌اید یا گزینه‌های مناسبی نبوده‌اند.

• ارتباط دوستانه با اعضای واحد را قطع می‌کنید

این سخت‌ترین قسمت فرایند ارتقای شغلی برای بسیاری از افراد است از این که ترفیع گرفته‌اید، بی نهایت خوشحال و هیجان زده هستید، اما بدانید به ناچار ارتباط شما با بعضی از همکارانتان تغییر می‌کند. چه شغلتان جدید باشد یا شرکتی که در آن کار می‌کنید، باید ارتباط خوبی با زیردستان و افراد واحدتان برقرار کنید، اما از بعضی از افرادی که قبلا با شما ارتباط دوستانه ای داشته‌اند، کمی فاصله بگیرید، تا بتوانید منطقی و عاری از تبعیض با آن‌ها کار کنید. این کار دشواری است، به خصوص اگر در گذشته با هم همکار بوده‌اید، اما اگر این کار را نکنید، ممکن است این خطر به وجود بیاید که مدیری به نظر برسید که بعضی از افراد را به دیگران ترجیح می‌دهد و تحت تاثیر احساساتش، قضاوت می‌کند. این اصلا به صلاح شما و اعضای واحدتان نیست و ممکن است قدرت و اقتدارتان را نیز از دست بدهید. بهترین کار این است که احساساتتان را با بعضی از دوستانتان در میان بگذارید و به آن‌ها توضیح دهید که ترجیح می‌دهید در محیط کار، ارتباط حرفه ای خود را حفظ کنید و بیرون از محیط کار، همان ارتباط اجتماعی دوستانه را داشته باشید.

• در دام وضعیت موجود گرفتار می‌شوید

هر قدر هم کارهایی را که تا به حال در واحدتان انجام شده است، برایتان شرح دهند، باید بدانید که روش‌های قدیمی، همیشه بهترین نیستند. تا وقتی به طور کامل با اعضای واحد و شغل جدیدتان آشنا شوید، قضاوت درباره‌ی وضعیت موجود را به بعد موکول کنید و بعد اگر لازم بود چیزی را تغییر دهید، این کار را انجام دهید و به خاطر داشته باشید که باید از روش خودتان استفاده کنید.

 

دوره آموزشی ارتقاء شغلی به پایان رسید، در طی حرکت به سمت ترقی و پیشرفت همیشه چیزهای زیادی برای یادگرفتن وجود دارد. این دوره آموزشی تلاشی برای انگیزهبخشیدن به شما و هدایتتان در مسیر درست بود، هیچ گاه از یادگیری دست نکشید، همان گونه که نکاتی که در طی این دوره آموزشی آموختید، باعث افزایش انگیزه و تلاش شما برای کسب موفقیت‌های بیشتر شد و حسی از شادی و شادابی را در وجود شما به یادگار گذاشت، یادگیری بیشتر اثرات لذت بخش تری خواهد داشت، امیدواریم جایگاه‌های بالاتر شغلی مبارکتان باشد!

 

همچنین ببینید

ثروتمندترین مرد بابل

ثروتمندترین مرد بابل

جورج ساموئل کلاسون متولد ۱۸۷۴ نویسنده آمریکایی کتاب ثروتمندترین مرد بابل است که در سال …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Security Code(کد امنیتی): *