۱۳۹۶/۰۳/۰۴ ۳:۰۷:۱۰ بعد از ظهر
خانه >> پیام نور >> بودجه ریزی عملیاتی: انواع شیوه های بودجه ریزی


بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی

بودجه ریزی عملیاتی: انواع شیوه های بودجه ریزی

انواع شیوه­های بودجه­ریزی با توجه به زمینه­های اداری، قانونی و مدیریتی، دارای اهداف و فرآیندهای مختلفی میباشند. همچنین اجرای هریک از این شیوه­ها از نوع شکل آنها اهمیت بیشتری دارد.

بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی

انواع شیوه­های بودجه­ریزی عبارتند از:

بودجه­ریزی افزایشی، بودجه­ریزی برنامه­ای، بودجه­ریزی برمبنای صفر، بودجه­ریزی عملیاتی.

در اکثر کشورها از چندین شیوه بودجه­ریزی به­طور همزمان استفاده می­شود.

آرون فیلدافسکی می­کوشد تا تلاش مشترک و مستمر برای نظم بخشیدن به فشارهای گروه­های هم­سود و تحلیل نظام­مند منافع آنها را به نمایش بگذارد.

  • تاریخ بودجه­ریزی عمومی عرصه جدال دو رویکرد فلسفی می­باشد: ۱٫رویکرد سیاسی، که بر اهمیت انعکاس نظرات گروه­های هم­سود تأکید می­کند. ۲٫رویکرد برنامه­ای و اطلاعات محور، که بر اهمیت اطمینان از اینکه آیا بودجه­های تخصیصی مواردی چون اثربخشی و کارایی برنامه­ریزی عقلایی را در نظر می­گیرند، تأکید می­ورزد.

 بودجه­ ریزی افزایشی

هدف اصلی:پاسخگویی مالی

نقش­آفرینان اصلی: حسابداران و مدیران بودجه علاقمند به ایجاد توازن بودجه­ای

بودجه­ریزی افزایشی را بودجه­ریزی خطی یا کدموضوعی می­نامند. در بودجه­ریزی افزایشی، همه برنامه­های بودجه­ای برمبنای گذشته عمل می­شود و از «بودجه پایه» موجود آغاز می­گردد و هرسال برمبنای «سهم عادلانه» به کاهش یا افزایش پرداخته می­شود.نیازمند اهداف برنامه­ای روشن به منظور اجرای موفقیت­آمیز بودجه­ریزی نمی­باشد و نیازی به آگاهی از ارتباط برنامه­ای هر ردیف بودجه­ای نیست.

  • بودجه­ریزی افزایشی نخستین بار در اوایل سده بیستم و به عنوان بخشی از اصلاحات بودجه­ای برای کاهش فساد سیاسی معرفی گردید.
  • به دلیل اهمیت بودجه­ریزی افزایشی در افزایش پاسخگویی مالی، این روش از ماندگارترین و رایج­ترین شیوه بودجه­ریزی در بخش عمومی به­شمار می­رود.

مزیت­های بودجه­ ریزی افزایشی:

  • مزیت اصلی: برای اجرای موفقیت­آمیز آن به مهارت­های برنامه­ای یا مدیریتی چندانی نیاز نمی­باشد.
  • کارایی در زمینه تدوین بودجه (پیچیدگی کاهش، زمان کاهش، سرعت افزایش)
  • کاهش تعارض یا جلوگیری از تعارضات خفته
  • تنظیم بودجه متوازن
  • داشتن راه­های متعدد برای تقسیم و کاهش منابع

بودجه‫ریزی خطی می­تواند بدون ارتباط با اهداف یا نتیجه هزینه­ها انجام شود.

معایب بودجه­ریزی افزایشی:

اثربخشی، کارایی و اولویت­های آینده در این شیوه به فراموشی سپرده می­شود.

برای توجیه درخواست­های افزایش هزینه­ها از طیف گسترده از اطلاعاتی مانند حجم کاری و شاخص­های فعالیت استفاده می­شود که گنجاندن این اطلاعات در بودجه­ریزی افزایشی نظام­مند نمی­باشد.

بودجه­ریزی برنامه­ای

هدف اصلی: پاسخگویی برنامه­ای

نقش­آفرینان اصلی: مدیران برنامه و تحلیل­گران برنامه

هدف بودجه­ریزی برنامه­ای، تأکید بر واحدهای فعالیتی است که هر یک از ردیف­های بودجه به آن اختصاص یافته است. هدف دیگر آن،ایجاد امکان دسترسی آسان­تر شهروندان به اطلاعات سودمند است.

بودجه­ریزی برنامه­ای تنها در دهه ۱۹۶۰ به­عنوان یک روش بودجه­ای متمایز باعنوان «نظام برنامه­ریزی طراحی و بودجه­ریزی» محبوبیت یافت. روبرت مک نامارا، این روش را در وزرات دفاع آمریکا اجرا کرد و هدف آن، ایجاد یک پیوند نظام­‫مند میان بودجه‫ریزی و برنامه­ریزی در خدمت اهداف مشخص بود.

  • جوهر بودجه­ریزی برنامه­ای، برنامه و برنامه­ریزی می­باشد.

مقدار منابع تأمین شده و توانایی مدیریت برای تحقق اهداف، می­تواند سطح دستاوردهای واقعی را تعیین کند. آرمان‫ها و اهداف باید به­صورت ادواری باشند. برخورداری از آرمان­ها و اهداف روشن، مزیت­های بیرونی و درونی زیادی به­همراه دارد.

مزیت بیرونی بودجه­ریزی برنامه­ای: اطلاعات مدیریتی مهمی در اختیار وزیر، سیاست گذاران و تصمیم­گیران قرار می­دهد.

مزیت درونی بودجه­ریزی برنامه­ای: ساختار هزینه­ها و اهمیت نسبی فعالیت­های کارمندان را در سازمان مشخص می­کند.

مزیت­های بودجه­ریزی برنامه­ای:

  • این شیوه به سازمان یا دستگاه اجرایی امکان می­دهد تا منابع خود را به­گونه­ای هدفمند تخصیص دهند.
  • به مدیران این امکان را می­دهد تا دریابند چگونه عملکرد واحد آنها به عملکرد کل سازمان کمک می­کند.
  • بودجه­ریزی برنامه­ای، بیان عینی و ملموس نحوه استفاده از منابع بودجه­ای است.

معایب بودجه­ریزی برنامه­ای:

  • از جدی­ترین معایب بودجه­ریزی این است که انعطاف پذیری مدیران را برای انتقال اعتبار از یک برنامه به برنامه دیگر محدود می­سازد.
  • علاوه بر کاهش انعطاف پذیری، موجب افزایش بالقوه تعارضات می­گردد و بسیار زمان­بر می­باشد.
  • تأکید اصلی بر تزریق اطلاعات عملکرد در فرآیند تعیین اولویت­های هزینه­ها
  • هدف بلندپروازانه بهینه­سازی تخصیص بودجه به­عنوان هدف اصلی
  • دفن شدن اهداف دولت­ها در زیر کوهی از اسناد تحلیلی
  • بودجه­ریزی برنامه­ای به لحاظ سیاسی خام می­باشد.

بودجه­ریزی برمبنای صفر

هدف اصلی: پیگیری برنامه­های اولویت­دار

نقش­آفرینان اصلی: بسته به جایگاه اصلی قدرت، بودجه­ریزی صفر را می­توان در هر یک از سطوح و یا تمام سطوح سازمان اجرا کرد.

اولین بار توسط پیتر فیر در شرکت تگزاس اینسترومنتر آمریکا در اواخر دهه۱۹۶۰ ابداع گردید. هدف فیر، ایجاد راهکار تصمیم­گیری بود تا شرکت بتواند در چهارچوب شرایط بازار، توان رقابتی خود را حفظ کند.

جوهر اصلی بودجه­ریزی برمبنای صفر، این پرسش است که دلیل تداوم فعالیت­های گذشته چیست؟

  • فرضیه بودجه­ریزی برمبنای صفر این است که بودجه­ریزی را می­توان به عنوان ابزاری برای شکل دادن به سیاست­های عمومی و ایجاد برنامه­ریزی نظام­مند به­کار برد.

بودجه­ریزی صفر تعدیل یافته:­ بودجه­ریزی برمبنای صفر، از مدیران می­خواهد تا بودجه خود را مثلاً به ۷۰ تا ۸۵ درصد در سال قبل کاهش دهند و آنگاه درخواست­های موردنظر خود را به آن بیفزایند.

عناصر اصلی بودجه­ریزی برمبنای صفر بر اساس اولویت:  بودجه پایه، واحدهای تصمیم­گیری، بودجه کاهش یافته و بسته­های تصمیمات هستند.

بودجه پایه: سطح هزینه­های لازم برای حفظ سطح خدمات فعلی با قیمت­های سال آینده.

  • افزایش بودجه پایه معادل افزایش تورم است.

بودجه کاهش یافته: درصدی که بر اساس دستورالعمل­ها باید به زیر سطح بودجه پایه کاهش یابد. شامل خدمات حیاتی و ضروری

بسته­های تصمیمات: افزایش­ جداگانه سطح بودجه کاهش یافته که بر اساس اولویت برای حفظ برنامه­های  موجود، افزایش بارکاری یا افزودن برنامه­های جدید رتبه­بندی شده­اند.

مزیت­های بودجه­ریزی برمبنای صفر:

  • بودجه­ریزی برمبنای صفر تعدیل شده به شکل بسته­های افزایشی و کاهشی در مرحله تدوین بودجه می­باشند که مدیران مجبورند درخواست­های بودجه خود را بین ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش دهند.
  • این شیوه، سازمان را متوجه این نکته می­کند که نمی­تواند برمبنای تداوم وضع موجود به­کار خود ادامه دهد و مدیران تصمیمات جدیدی تجربه می­کنند.

معایب بودجه­ریزی برمبنای صفر:

  • تضعیف روحیه مدیران و کارمندانی می­شود که برنامه­های خود را بخشی از یک بسته کاهشی می­بینند.
  • بسیاری از صاحب­نظران شیوه بودجه­ریزی برمبنای صفر را در بخش عمومی دارای کاربردی محدود می­دانند.

بودجه­ ریزی عملیاتی

هدف اصلی: کارایی و اثربخشی برنامه­های اولویت­دار

نقش­آفرینان اصلی: مسئولین ارشد دستگاه­ها، کارشناسان اداری عادی

بودجه­ریزی عملیاتی عبارت است از برنامه عملکرد سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به­دست آمده از اجرای آن را نشان می­دهد. با هر میزان اعتبار تخصیص یافته به هر برنامه باید مجموعه معینی از اهداف تأمین شود.

  • کلید مدیریت صحیح برنامه­ها در بودجه­ریزی عملیاتی، تشریح دقیق رابطه بین اعتبارات هزینه شده توسط دولت و نتایج حاصله برای مردم می­باشد.
  • یک بودجه عملیاتی تمامی فعالیت­های مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیق هزینهفعالیت­ها را در برمی­گیرد.
  • بودجه­ریزی عملیاتی، فرآیندی از بالا به پایین و از پایین به بالا به­طور همزمان است.

تهیه یک بودجه عملیاتی نیازمند نشان دادن یک رابطه علت و معلول مستقیم و دقیق نیست و همواره با استفاده از ابزارهای علمی دقیق نمی­توان وجود چنین رابطه­ای را اثبات کرد.

مزیت­های بودجه­ریزی عملیاتی:

  • بودجه­ریزی عملیاتی یک فرآیند مستمر می­باشد که تمامی مدیران در همه سطوح در آن دست­اندرکارند.
  • مشارکت تمامی مدیران در این شیوه، مستلزم وجود حلقه­های بازخور در درون سازمان­هاست تا اطلاعات بیشتر و بهتری برای اخذ تصمیمات صحیح­تر و اداره بهتر سازمان در اختیار این مدیران قرار گیرد.
  • منجر به تخصیص مؤثرتر منابع در درون سازمان­ها می­گردد و مدیران به نحوه مؤثرتری از منابع تخصیص یافته برای رسیدن به اهداف بهره­مند می­گردند.
  • بودجه­ریزی عملیاتی یک ابزار تشخیص ارزشمند برای دستیابی به درکی عمیق و زیربنایی از رابطه بین منابع به­کار گرفته شده است.
  • در صورتی که به خوبی تهیه شده باشد با شفافیت بیشتری عملکرد اجرایی برنامه­ها را نشان می­دهد و نسبت به بودجه­های سنتی گویاتر می­باشد.
  • ابزار بسیار مناسبی برای این مطلب است که میزان مخارج در هر زمینه­ای چه تأثیری بر کیفیت و کمیت نتایج حاصله دارد.
  • مبنای مناسبی برای یک سیستم جامع سنجش و ارزیابی عملکرد در چارچوب برنامه استراتژیک سازمان نیز هست.
  • می­تواند نشان دهد که اعتبارات هزینه شده چه تأثیری بر عملکرد برنامه داشته­اند.
  • امکان ایجاد اهداف دوبخشی را به­دست می­دهد که با استفاده از آن ابعاد هزینه­ای و نتایج برنامه­ها اندازه­گیری می­گردد.
  • تصمیم­گیری درباره تأمین خدمات از طریق پیمان­کاران بخش خصوصی را تسهیل نموده است.
  • استقرار یک سیستم بودجه­ریزی مؤثر نیازمند صرف زمان و برخورداری از بینش و قدرت رهبری است و چالش­های متعددی در این مسیر وجود ندارد.

معایب بودجه­ ریزی عملیاتی:

  • تعریف فعالیت­های تشکیل­دهنده برنامه، یکی از نخستین چالش­های مهم برای هر سازمانی است.
  • شناسایی هزینه فعالیت­ها نیز فرآیندی پیچیده و مستلزم صرف زمان و انرژی قابل ملاحظه­ای است.
  • یکی دیگر از این چالش­ها در این مسیر تعریف شاخص عملکردی می­باشد که از طریق ارتقاء سیستم­های اطلاعاتی مالی و مدیریتی ممکن می­باشد.

 

نکات نمونه سوالات فصل دوم
  • ماندگارترین و رایج ترین شیوه بودجه­ریزی در بخش عمومی بودجه­ریزی افزایشی است. (نیمسال اول۹۲-۱۳۹۱)
  • در بودجه­ریزی برنامه­ای، آرمان­ها و اهداف باید به­صورت ادواری ارزیابی شوند تا به خوبی نمایانگر اقدامات برنامه­ریزی شده باشند. (نیمسال اول ۹۲-۱۳۹۱)
  • در بودجه­ریزی عملیاتی،امکان ایجاد اهداف دو بخشی را به­دست می­دهد. (نیمسال اول۹۲-۱۳۹۱)
  • بودجه­ریزی عملیاتی، فرایندی از بالا به پایین و از پایین به بالا به­طور هم­زمان است.
  • بودجه­ریزی عملیاتی، مبنای مناسبی برای یک سیستم جامع سنجش و ارزیابی عملکرد در چارچوب برنامه استراتژیک سازمان هست.(صفحه۵۰کتاب بودجه­ریزی عملیاتی)
  • بودجه­ریزی افزایشی، ماندگارترین و رایج­ترین شیوه بودجه­ریزی در بخش عمومی است. (نیمسال دوم۹۲-۱۳۹۱)
  • نیازمند اهداف برنامه­ای روشن به­منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه­ای نیست.
  • نیازمند آگاهی از ارتباط هر ردیف بودجه­ای نمیباشد.
  • هدف بودجه­ریزی برنامه­ای تاکید بر واحدهای فعالیتی است که هریک از ردیف­های بودجه به آن اختصاص یافته است.
  • در بودجه­ریزی عملیاتی، تمامی فعالیتهای مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیتها را در برمیگیرد.(نیمسال دوم۹۲-۱۳۹۱)
  • تاریخ بودجه­ریزی عمومی، عرصه جدال میان دو رویکرد سیاسی و رویکرد برنامه­ای می­باشد. (نیمسال اول۹۳-۱۳۹۲)
  • عناصر اصلی شیوه بودجه­ریزی برمبنای صفر بر اساس اولویت رتبه بندی بودجه پایه، واحدهای تصمیمات، بودجه کاهش یافته، بسته­های تصمیمات میباشد. (نیمسال اول۹۳-۱۳۹۲)
  • در بودجه­ریزی برمبنای صفر، بر این فرض استوار است که بودجه­ریزی را میتوان به عنوان ابزاری برای شکل دادن به سیاستهای عمومی و ایجاد برنامه­ریزی نظام­مند به کار برد. (نیمسال اول۹۴-۱۳۹۳)
  • بودجه­ریزی افزایشی، به بودجه­ریزی خطی یا بودجه­ریزی کد موضوعی نیز معروف است. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)
  • یکی از معایب جدی بودجه­ریزی برنامه­ای برای مدیران این است که انعطاف پذیری آنان برای انتقال اعتبار از یک برنامه به برنامه دیگر(درصورت لزوم) را محدود می­کند. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)
  • بودجه پایه عبات است از سطح هزینه­های لازم برای حفظ سطح خدمات فعلی با قیمتهای سال آینده و افزایش آن معادل افزایش نرخ تورم است. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)
  • نقش آفرینان اصلی در بودجه­ریزی برنامه­ای، مدیران برنامه و تحلیل­گران برنامه می­باشد. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)

درباره‌ی پرهام پارسا

.:: شما به دنیا آمده اید که کسی باشید که خود، خودتان را طراحی میکنید ::.اگر بارها و بارها وبارها شکست خوردید، دست رد به سینه تان زدند، اگر گفتند “روی من حساب کن” و دیگه از آنها خبری نشد؛ هرگز به خودتان نگویید این پایان کار است. به خودتان بگویید هنوز تمام نشده، آنقدر ادامه میدهم تا زمانی که پیروز شوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Security Code(کد امنیتی): *