۱۳۹۶/۰۵/۲۹ ۸:۰۶:۲۷ بعد از ظهر
خانه >> پیام نور >> بودجه ریزی عملیاتی: انواع شیوه های بودجه ریزی


بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی

بودجه ریزی عملیاتی: انواع شیوه های بودجه ریزی

انواع شیوه­های بودجه­ریزی با توجه به زمینه­های اداری، قانونی و مدیریتی، دارای اهداف و فرآیندهای مختلفی میباشند. همچنین اجرای هریک از این شیوه­ها از نوع شکل آنها اهمیت بیشتری دارد.

بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی

انواع شیوه­های بودجه­ریزی عبارتند از:

بودجه­ریزی افزایشی، بودجه­ریزی برنامه­ای، بودجه­ریزی برمبنای صفر، بودجه­ریزی عملیاتی.

در اکثر کشورها از چندین شیوه بودجه­ریزی به­طور همزمان استفاده می­شود.

آرون فیلدافسکی می­کوشد تا تلاش مشترک و مستمر برای نظم بخشیدن به فشارهای گروه­های هم­سود و تحلیل نظام­مند منافع آنها را به نمایش بگذارد.

  • تاریخ بودجه­ریزی عمومی عرصه جدال دو رویکرد فلسفی می­باشد: ۱٫رویکرد سیاسی، که بر اهمیت انعکاس نظرات گروه­های هم­سود تأکید می­کند. ۲٫رویکرد برنامه­ای و اطلاعات محور، که بر اهمیت اطمینان از اینکه آیا بودجه­های تخصیصی مواردی چون اثربخشی و کارایی برنامه­ریزی عقلایی را در نظر می­گیرند، تأکید می­ورزد.

 بودجه­ ریزی افزایشی

هدف اصلی:پاسخگویی مالی

نقش­آفرینان اصلی: حسابداران و مدیران بودجه علاقمند به ایجاد توازن بودجه­ای

بودجه­ریزی افزایشی را بودجه­ریزی خطی یا کدموضوعی می­نامند. در بودجه­ریزی افزایشی، همه برنامه­های بودجه­ای برمبنای گذشته عمل می­شود و از «بودجه پایه» موجود آغاز می­گردد و هرسال برمبنای «سهم عادلانه» به کاهش یا افزایش پرداخته می­شود.نیازمند اهداف برنامه­ای روشن به منظور اجرای موفقیت­آمیز بودجه­ریزی نمی­باشد و نیازی به آگاهی از ارتباط برنامه­ای هر ردیف بودجه­ای نیست.

  • بودجه­ریزی افزایشی نخستین بار در اوایل سده بیستم و به عنوان بخشی از اصلاحات بودجه­ای برای کاهش فساد سیاسی معرفی گردید.
  • به دلیل اهمیت بودجه­ریزی افزایشی در افزایش پاسخگویی مالی، این روش از ماندگارترین و رایج­ترین شیوه بودجه­ریزی در بخش عمومی به­شمار می­رود.

مزیت­های بودجه­ ریزی افزایشی:

  • مزیت اصلی: برای اجرای موفقیت­آمیز آن به مهارت­های برنامه­ای یا مدیریتی چندانی نیاز نمی­باشد.
  • کارایی در زمینه تدوین بودجه (پیچیدگی کاهش، زمان کاهش، سرعت افزایش)
  • کاهش تعارض یا جلوگیری از تعارضات خفته
  • تنظیم بودجه متوازن
  • داشتن راه­های متعدد برای تقسیم و کاهش منابع

بودجه‫ریزی خطی می­تواند بدون ارتباط با اهداف یا نتیجه هزینه­ها انجام شود.

معایب بودجه­ریزی افزایشی:

اثربخشی، کارایی و اولویت­های آینده در این شیوه به فراموشی سپرده می­شود.

برای توجیه درخواست­های افزایش هزینه­ها از طیف گسترده از اطلاعاتی مانند حجم کاری و شاخص­های فعالیت استفاده می­شود که گنجاندن این اطلاعات در بودجه­ریزی افزایشی نظام­مند نمی­باشد.

بودجه­ریزی برنامه­ای

هدف اصلی: پاسخگویی برنامه­ای

نقش­آفرینان اصلی: مدیران برنامه و تحلیل­گران برنامه

هدف بودجه­ریزی برنامه­ای، تأکید بر واحدهای فعالیتی است که هر یک از ردیف­های بودجه به آن اختصاص یافته است. هدف دیگر آن،ایجاد امکان دسترسی آسان­تر شهروندان به اطلاعات سودمند است.

بودجه­ریزی برنامه­ای تنها در دهه ۱۹۶۰ به­عنوان یک روش بودجه­ای متمایز باعنوان «نظام برنامه­ریزی طراحی و بودجه­ریزی» محبوبیت یافت. روبرت مک نامارا، این روش را در وزرات دفاع آمریکا اجرا کرد و هدف آن، ایجاد یک پیوند نظام­‫مند میان بودجه‫ریزی و برنامه­ریزی در خدمت اهداف مشخص بود.

  • جوهر بودجه­ریزی برنامه­ای، برنامه و برنامه­ریزی می­باشد.

مقدار منابع تأمین شده و توانایی مدیریت برای تحقق اهداف، می­تواند سطح دستاوردهای واقعی را تعیین کند. آرمان‫ها و اهداف باید به­صورت ادواری باشند. برخورداری از آرمان­ها و اهداف روشن، مزیت­های بیرونی و درونی زیادی به­همراه دارد.

مزیت بیرونی بودجه­ریزی برنامه­ای: اطلاعات مدیریتی مهمی در اختیار وزیر، سیاست گذاران و تصمیم­گیران قرار می­دهد.

مزیت درونی بودجه­ریزی برنامه­ای: ساختار هزینه­ها و اهمیت نسبی فعالیت­های کارمندان را در سازمان مشخص می­کند.

مزیت­های بودجه­ریزی برنامه­ای:

  • این شیوه به سازمان یا دستگاه اجرایی امکان می­دهد تا منابع خود را به­گونه­ای هدفمند تخصیص دهند.
  • به مدیران این امکان را می­دهد تا دریابند چگونه عملکرد واحد آنها به عملکرد کل سازمان کمک می­کند.
  • بودجه­ریزی برنامه­ای، بیان عینی و ملموس نحوه استفاده از منابع بودجه­ای است.

معایب بودجه­ریزی برنامه­ای:

  • از جدی­ترین معایب بودجه­ریزی این است که انعطاف پذیری مدیران را برای انتقال اعتبار از یک برنامه به برنامه دیگر محدود می­سازد.
  • علاوه بر کاهش انعطاف پذیری، موجب افزایش بالقوه تعارضات می­گردد و بسیار زمان­بر می­باشد.
  • تأکید اصلی بر تزریق اطلاعات عملکرد در فرآیند تعیین اولویت­های هزینه­ها
  • هدف بلندپروازانه بهینه­سازی تخصیص بودجه به­عنوان هدف اصلی
  • دفن شدن اهداف دولت­ها در زیر کوهی از اسناد تحلیلی
  • بودجه­ریزی برنامه­ای به لحاظ سیاسی خام می­باشد.

بودجه­ریزی برمبنای صفر

هدف اصلی: پیگیری برنامه­های اولویت­دار

نقش­آفرینان اصلی: بسته به جایگاه اصلی قدرت، بودجه­ریزی صفر را می­توان در هر یک از سطوح و یا تمام سطوح سازمان اجرا کرد.

اولین بار توسط پیتر فیر در شرکت تگزاس اینسترومنتر آمریکا در اواخر دهه۱۹۶۰ ابداع گردید. هدف فیر، ایجاد راهکار تصمیم­گیری بود تا شرکت بتواند در چهارچوب شرایط بازار، توان رقابتی خود را حفظ کند.

جوهر اصلی بودجه­ریزی برمبنای صفر، این پرسش است که دلیل تداوم فعالیت­های گذشته چیست؟

  • فرضیه بودجه­ریزی برمبنای صفر این است که بودجه­ریزی را می­توان به عنوان ابزاری برای شکل دادن به سیاست­های عمومی و ایجاد برنامه­ریزی نظام­مند به­کار برد.

بودجه­ریزی صفر تعدیل یافته:­ بودجه­ریزی برمبنای صفر، از مدیران می­خواهد تا بودجه خود را مثلاً به ۷۰ تا ۸۵ درصد در سال قبل کاهش دهند و آنگاه درخواست­های موردنظر خود را به آن بیفزایند.

عناصر اصلی بودجه­ریزی برمبنای صفر بر اساس اولویت:  بودجه پایه، واحدهای تصمیم­گیری، بودجه کاهش یافته و بسته­های تصمیمات هستند.

بودجه پایه: سطح هزینه­های لازم برای حفظ سطح خدمات فعلی با قیمت­های سال آینده.

  • افزایش بودجه پایه معادل افزایش تورم است.

بودجه کاهش یافته: درصدی که بر اساس دستورالعمل­ها باید به زیر سطح بودجه پایه کاهش یابد. شامل خدمات حیاتی و ضروری

بسته­های تصمیمات: افزایش­ جداگانه سطح بودجه کاهش یافته که بر اساس اولویت برای حفظ برنامه­های  موجود، افزایش بارکاری یا افزودن برنامه­های جدید رتبه­بندی شده­اند.

مزیت­های بودجه­ریزی برمبنای صفر:

  • بودجه­ریزی برمبنای صفر تعدیل شده به شکل بسته­های افزایشی و کاهشی در مرحله تدوین بودجه می­باشند که مدیران مجبورند درخواست­های بودجه خود را بین ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش دهند.
  • این شیوه، سازمان را متوجه این نکته می­کند که نمی­تواند برمبنای تداوم وضع موجود به­کار خود ادامه دهد و مدیران تصمیمات جدیدی تجربه می­کنند.

معایب بودجه­ریزی برمبنای صفر:

  • تضعیف روحیه مدیران و کارمندانی می­شود که برنامه­های خود را بخشی از یک بسته کاهشی می­بینند.
  • بسیاری از صاحب­نظران شیوه بودجه­ریزی برمبنای صفر را در بخش عمومی دارای کاربردی محدود می­دانند.

بودجه­ ریزی عملیاتی

هدف اصلی: کارایی و اثربخشی برنامه­های اولویت­دار

نقش­آفرینان اصلی: مسئولین ارشد دستگاه­ها، کارشناسان اداری عادی

بودجه­ریزی عملیاتی عبارت است از برنامه عملکرد سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به­دست آمده از اجرای آن را نشان می­دهد. با هر میزان اعتبار تخصیص یافته به هر برنامه باید مجموعه معینی از اهداف تأمین شود.

  • کلید مدیریت صحیح برنامه­ها در بودجه­ریزی عملیاتی، تشریح دقیق رابطه بین اعتبارات هزینه شده توسط دولت و نتایج حاصله برای مردم می­باشد.
  • یک بودجه عملیاتی تمامی فعالیت­های مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیق هزینهفعالیت­ها را در برمی­گیرد.
  • بودجه­ریزی عملیاتی، فرآیندی از بالا به پایین و از پایین به بالا به­طور همزمان است.

تهیه یک بودجه عملیاتی نیازمند نشان دادن یک رابطه علت و معلول مستقیم و دقیق نیست و همواره با استفاده از ابزارهای علمی دقیق نمی­توان وجود چنین رابطه­ای را اثبات کرد.

مزیت­های بودجه­ریزی عملیاتی:

  • بودجه­ریزی عملیاتی یک فرآیند مستمر می­باشد که تمامی مدیران در همه سطوح در آن دست­اندرکارند.
  • مشارکت تمامی مدیران در این شیوه، مستلزم وجود حلقه­های بازخور در درون سازمان­هاست تا اطلاعات بیشتر و بهتری برای اخذ تصمیمات صحیح­تر و اداره بهتر سازمان در اختیار این مدیران قرار گیرد.
  • منجر به تخصیص مؤثرتر منابع در درون سازمان­ها می­گردد و مدیران به نحوه مؤثرتری از منابع تخصیص یافته برای رسیدن به اهداف بهره­مند می­گردند.
  • بودجه­ریزی عملیاتی یک ابزار تشخیص ارزشمند برای دستیابی به درکی عمیق و زیربنایی از رابطه بین منابع به­کار گرفته شده است.
  • در صورتی که به خوبی تهیه شده باشد با شفافیت بیشتری عملکرد اجرایی برنامه­ها را نشان می­دهد و نسبت به بودجه­های سنتی گویاتر می­باشد.
  • ابزار بسیار مناسبی برای این مطلب است که میزان مخارج در هر زمینه­ای چه تأثیری بر کیفیت و کمیت نتایج حاصله دارد.
  • مبنای مناسبی برای یک سیستم جامع سنجش و ارزیابی عملکرد در چارچوب برنامه استراتژیک سازمان نیز هست.
  • می­تواند نشان دهد که اعتبارات هزینه شده چه تأثیری بر عملکرد برنامه داشته­اند.
  • امکان ایجاد اهداف دوبخشی را به­دست می­دهد که با استفاده از آن ابعاد هزینه­ای و نتایج برنامه­ها اندازه­گیری می­گردد.
  • تصمیم­گیری درباره تأمین خدمات از طریق پیمان­کاران بخش خصوصی را تسهیل نموده است.
  • استقرار یک سیستم بودجه­ریزی مؤثر نیازمند صرف زمان و برخورداری از بینش و قدرت رهبری است و چالش­های متعددی در این مسیر وجود ندارد.

معایب بودجه­ ریزی عملیاتی:

  • تعریف فعالیت­های تشکیل­دهنده برنامه، یکی از نخستین چالش­های مهم برای هر سازمانی است.
  • شناسایی هزینه فعالیت­ها نیز فرآیندی پیچیده و مستلزم صرف زمان و انرژی قابل ملاحظه­ای است.
  • یکی دیگر از این چالش­ها در این مسیر تعریف شاخص عملکردی می­باشد که از طریق ارتقاء سیستم­های اطلاعاتی مالی و مدیریتی ممکن می­باشد.

 

نکات نمونه سوالات فصل دوم
  • ماندگارترین و رایج ترین شیوه بودجه­ریزی در بخش عمومی بودجه­ریزی افزایشی است. (نیمسال اول۹۲-۱۳۹۱)
  • در بودجه­ریزی برنامه­ای، آرمان­ها و اهداف باید به­صورت ادواری ارزیابی شوند تا به خوبی نمایانگر اقدامات برنامه­ریزی شده باشند. (نیمسال اول ۹۲-۱۳۹۱)
  • در بودجه­ریزی عملیاتی،امکان ایجاد اهداف دو بخشی را به­دست می­دهد. (نیمسال اول۹۲-۱۳۹۱)
  • بودجه­ریزی عملیاتی، فرایندی از بالا به پایین و از پایین به بالا به­طور هم­زمان است.
  • بودجه­ریزی عملیاتی، مبنای مناسبی برای یک سیستم جامع سنجش و ارزیابی عملکرد در چارچوب برنامه استراتژیک سازمان هست.(صفحه۵۰کتاب بودجه­ریزی عملیاتی)
  • بودجه­ریزی افزایشی، ماندگارترین و رایج­ترین شیوه بودجه­ریزی در بخش عمومی است. (نیمسال دوم۹۲-۱۳۹۱)
  • نیازمند اهداف برنامه­ای روشن به­منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه­ای نیست.
  • نیازمند آگاهی از ارتباط هر ردیف بودجه­ای نمیباشد.
  • هدف بودجه­ریزی برنامه­ای تاکید بر واحدهای فعالیتی است که هریک از ردیف­های بودجه به آن اختصاص یافته است.
  • در بودجه­ریزی عملیاتی، تمامی فعالیتهای مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیتها را در برمیگیرد.(نیمسال دوم۹۲-۱۳۹۱)
  • تاریخ بودجه­ریزی عمومی، عرصه جدال میان دو رویکرد سیاسی و رویکرد برنامه­ای می­باشد. (نیمسال اول۹۳-۱۳۹۲)
  • عناصر اصلی شیوه بودجه­ریزی برمبنای صفر بر اساس اولویت رتبه بندی بودجه پایه، واحدهای تصمیمات، بودجه کاهش یافته، بسته­های تصمیمات میباشد. (نیمسال اول۹۳-۱۳۹۲)
  • در بودجه­ریزی برمبنای صفر، بر این فرض استوار است که بودجه­ریزی را میتوان به عنوان ابزاری برای شکل دادن به سیاستهای عمومی و ایجاد برنامه­ریزی نظام­مند به کار برد. (نیمسال اول۹۴-۱۳۹۳)
  • بودجه­ریزی افزایشی، به بودجه­ریزی خطی یا بودجه­ریزی کد موضوعی نیز معروف است. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)
  • یکی از معایب جدی بودجه­ریزی برنامه­ای برای مدیران این است که انعطاف پذیری آنان برای انتقال اعتبار از یک برنامه به برنامه دیگر(درصورت لزوم) را محدود می­کند. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)
  • بودجه پایه عبات است از سطح هزینه­های لازم برای حفظ سطح خدمات فعلی با قیمتهای سال آینده و افزایش آن معادل افزایش نرخ تورم است. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)
  • نقش آفرینان اصلی در بودجه­ریزی برنامه­ای، مدیران برنامه و تحلیل­گران برنامه می­باشد. (نیمسال دوم۹۴-۱۳۹۳)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Security Code(کد امنیتی): *